تبليغاتX
ღミ★ミღ آذربایجان ღミ★ミღ - "شعر نو تر از نو "
  • اهل تهرانم
  • دهنم سرویس است
  • نه که پولی دارم، نه سوادی، و نه حتی ذوقی
  • مادری دارم، بدتر از مادر شمر
  • دوستانی، همه از لاشخوران
  •  
  • نه خدایی که در این دود و صدا
  • لای این ماشین‌ها، پای این بُرجَک‌ها
  • روی این داغی آسفالت، به دادم برسد
  •  
  • من مسلمانم
  • قبله‌ام خانهء همسایه‌مان
  • جانمازم دختر همسایه، مُهرم لبِ او
  • تخت سجادهء من
  • من وضو با روش مُفت‌خوران می‌گیرم
  • در نمازم جریان دارد کُفر، جریان دارد شرک
  • ریا از پشتِ نمازم پیداست
  • همه ذراتِ نمازم مُتعفن شده است
  • من نمازم را وقتی می‌خوانم
  • که اذانش را تلفن، گفته باشد سر وقت
  • من نمازم را، پی این یک دو سه دَم دودِ علف می‌خوانم
  • پی قدقامتِ بَنگ
  •  
  • کعبه‌ام خَرپُشته
  • کعبه‌ام پشتِ کولرهاست
  • کعبه‌ام بر سر بام، سر منقل با دود، می‌رود بام به بام، شهر به شهر
  •  
  • حَجَرُالاَسوَدِ من حفرهء این وافور است
  •  
  • اهل تهرانم
  • پیشه‌ام جیب بُری است
  • گاهگاهی کیف هم می‌قاپم، با کَلَک، روی موتور
  • تا که شاید بهر پولی که در آن زندانی‌ست
  • داغ آن باسَنِتان تازه شود
  •  
  • چه خیالی، چه خیالی...می‌دانم
  • رقمی نیست شما را...
  • خوب می‌دانم، کَکِتان هم نَگَزَد
  •  
  • اهل تهرانم
  • نَسَبَم شاید برسد
  • به کلاغی در هند، به معجونی از پشگل مرغ
  • نَسَبَم شاید، به یک روسپی در کشتی وایکینگها برسد
  •  
  • پدرم پشتِ دوبار آمدن از مرز هرات، پشتِ دو بَست
  • پدرم در پس یک چند کلاهبرداری
  • پدرم در پس میله به دَرَک واصل شد
  • پدرم وقتی مُرد، آسمان ابری بود
  • مادرم بی‌خبر از خانه برفت، خواهرم فاحشه شد
  • پدرم وقتی مُرد، مردانِ محله همگی هیز شدند
  • مرد بقّال از من پرسید: چند من آناناس می‌خواهی؟
  • من از او پرسیدم: خواهرم پیش شماست؟
  •  
  • پدرم جنس می‌آورد
  • تَل می‌فروخت، تَل می‌کشید
  • دَم خوبی هم داشت
  •  
  • باغ ما در طرف سایه نادانی بود
  • باغ ما جای پیچ خوردن آدمها
  • باغ ما نقطه برخورد گناه و هَوَس و حادثه بود
  • باغ ما شاید، قوسی از دایرهء سرخ شقاوت بود
  • میوهء کال خدا را آن روز، بالا می‌آوردم در خواب
  • آبجو بی ‌فلسفه می‌خوردم
  • خشخاش بی ‌دانش می‌چیدم
  • تا حجابی پس می‌رفت، چشم فواره خواهش می‌شد
  • تا کسی می‌خندید، سینه از زور حسادت می‌سوخت
  • گاهی هم عشق ، صورتش را به پس پنجره می‌چسبانید
  • شهوتی می‌آمد، دست در گردن حس می‌انداخت
  • فکر می‌خوابید
  • زندگی چیزی بود، مثل یک بارش سنگ، یا چناری پُر زاغ
  • زندگی در آن وقت، صفی از بیدلی و خواب مترسک‌ها بود
  • بارها زندانی شدن
  • زندگی در آن وقت، سلولِ پر از موش و دیوار پُر از خط خطی زندان بود
  •  
  • طِفل، جُفتَک جُفتَک، دور شد در کوچهء خَرخاکی‌ها
  • بار خود را بستم، رفتم از شهر خیالاتِ حقیقت بیرون
  • دلم از غربتِ خَرخاکی پُر
  •  
  • من به مهمانی دنیا رفتم:
  • من به دشتِ حسرت
  • من به باغ پوچی
  • من به ایوانِ پُر از خاکِ حماقت رفتم
  • رفتم از پله برقی رذالت بالا
  • تا ته کوچهء بن بستِ نَفَهمی
  • تا هوای ملس اِستِمنا
  • تا تبِ خیس مذلّت رفتم
  • من به دیدار کسی رفتم، در آن سر خشم
  • رفتم، رفتم تا زن
  • تا چراغ ذلت
  • تا سکوتِ خارش
  • تا صدای وغ وغ تنهایی‌ها
  •  
  • چیزها دیدم بر روی زمین:
  • کودکی دیدم، کفِ پا بو می‌کرد
  • قفسی بی در دیدم که در آن، باج‌خوران ول بودند
  • نردبانی که از آن، عشق می‌رفت به بیراههء شَک
  • من زنی را دیدم، نور در ماکروفر سامسونگ می‌پخت
  • ظهر در سفره آنان سُس بود، پیتزا بود، دوری بود، کاسهء داغ مَلالت بود
  •  
  • من گدایی دیدم، در به در می رفت آواز Shakira می‌خواست
  • و سُپوری، که به یک پوستر Guns می‌بُرد نماز
  •  
  • کفتاری را دیدم، Viagra می‌خورد
  • من الاغی را دیدم، فرفره را می‌فهمید
  • در چراگاه سخاوت، گاوی دیدم پیر
  •  
  • شاعری دیدم هنگام خطاب، به معشوقه‌اش می‌گفت: اوهوی
  •  
  • من کتابی دیدم، واژه‌هایش همه از جنس لَجَن
  • کاغذی دیدم، از جنس جَفا
  • آفتابه‌ای دیدم، دور از همه آب
  • مسجدی دیدم، دور از مُستراح
  • سر بالین فقیهی نومید، بطری‌ای دیدم لبریز شراب
  •  
  • قاطری دیدم بارَش حساب دیفرانسیل
  • اشتری دیدم بارَش سبدِ خالی وصیتنامه
  • عارفی دیدم بارَش Yahoo.com
  •  
  • من قطاری دیدم، تاریکی می‌برد
  • من قطاری دیدم، ثروت می‌برد و چه سنگین می‌رفت
  • من قطاری دیدم، عِلم می‌برد (و چه خالی می‌رفت)
  • من قطاری دیدم، تخم جن و آواز هزارپا می‌برد
  • و هواپیمایی، که در آن اوج هزاران پایی
  • همه چیز از شیشهء آن پیدا بود:
  • اشکهای دخترک
  • خالهای سینهء مادر او
  • عکس پدری در وسط آگهی ترحیمش
  • و عبور پسری از کوچه‌شان
  • خواهش روشن یک فاسق لات، وقتی از آن در پشتی به سرا می‌آید
  •  
  • و حیض خورشید
  • و هم آغوشی پُر خونِ عروسک با ظهر
  •  
  • ID هایی که به چت روم پر از شهوت می‌رفت
  • ID هایی که به سردابهء اورکات می‌رفت
  • ID هایی که به قانون فسادِ ذهن‌ها
  • و به ادراکِ ریاضی ممات
  • ID هایی که به شوق BF - GF
  • ID هایی که به بهای گذر عمر می‌رفت
  •  
  • خواهرم آن پایین
  • دامنش را هم، در خاطرهء شَط می‌شُست
  •  
  • شهر پیدا بود:
  • رویش هندسی سیمان، آهن، قیر
  • گنبد پر فضلهء صدها مسجد
  • خودفروشی، غمزه‌هایش را می‌کرد حراج
  • بر سر شاخهء سیب، میرغضب می‌بست دار
  • پسری نارنجک به دیوار دبستان می‌زد
  • کودکی ته‌ماندهء هات‌داگش را، روی سجادهء بدرنگِ پدر قِی می‌کرد
  • و خَری از خلیج عربِ نقشهء جغرافی ما، نفت استخراج می‌کرد
  •  
  • بند رختی پیدا بود، سوتین بی پروا
  •  
  • چرخ یک تاکسی در حسرتِ گذر از چالهء سخت
  • چاله در حسرتِ ترمیم شدن تا فردا
  • فردا همه در حسرتِ آن چاله...که چاهی شده است
  •  
  • ریش پیدا بود، پشم پیدا بود
  • تزویر پیدا بود، غیبت پیدا بود
  • فَکها همه پیدا بود
  • خون پیدا بود، عکس HIV در خون
  • سایه گاهِ خنکِ ایدز در آزمایشگاه
  • سمتِ مرطوبِ حیا
  • غربِ خوش باوریِ پیمان‌ها
  • فصل وبگردی در وبلاگ‌ها
  • بوی تنهایی در وبلاگچهء من
  •  
  • دست تابستان یک ماوس پیدا بود
  •  
  • سفر سوزن به ورید
  • سفر دود از این خانه به آن خانه
  • سفر تیر به قلب
  • فَوَرانِ گُل حسرت از دل
  • ریزش قلب من از دیدن‌ها
  • بارش تردید، روی سقف دیدار
  • پرش مرگ از خندق شوق
  • گذر همهمه از پشتِ نگاه
  •  
  • جنگِ یک روزنه با سوزن و نخ
  • جنگِ یک پله، با پای چلاق خورشید
  • جنگِ تنهایی و گُناه
  • جنگِ زیبای نانِ خالی، با خالیِ یک معده
  • جنگِ خونین نواربهداشتی
  • جنگِ تازی‌ با آوای ساز
  • جنگِ پَشمَک و ORAL B با هم
  • جنگِ یک پیشانی با داغی مُهر
  •  
  • حملهء بانگِ مؤذن به سکوت
  • حملهء باد به تنظیم آنتن
  • حملهء لشگر اِسپِرم به برنامهء Baby Check
  • حملهء صدها مَتَلَک، به صف‌های فروشگاهِ مادام
  • حملهء هَنگِ حروف سُربی، به اِعجاز پرینتر
  • حملهء زر زر مُفت، همه از مِنبَر و بام
  •  
  • فتح یک قرن به دستِ وَالفَجر
  • فتح یک باغ به دستِ یک بَست
  • فتح یک کوچه به دستِ بوسه
  • فتح یک شهر به دست ۱۱۰
  • فتح یک عید به شرمندگی فرزندان
  •  
  • قتل یک باکره روی تُشَکِ وَعده و قول
  • قتل یک بوسهء پنهانی، سر کوچهء خواب
  • قتل یک شادی به امر تقویم
  • قتل آفتاب به فرمانِ Ray Ban
  • قتل یک اندیشه به دستِ دولت
  • قتل یک قاتل افسُرده به دستِ قانون
  •  
  • همگی روی زمین پیدا بود:
  • نظم در بین دوخط راه می‌رفت
  • سار بر بام ستمگر می‌خواند
  • باد در کشمکش هشت ساله، بافه‌ای از خَس تحقیر به خاور می‌راند
  • روی دریاچهء آرام هراس، قایقی دِل می‌برد
  • در خُرافات، سر هر کوچه چراغی ابدی روشن بود
  •  
  • مردگان را دیدم
  • قبرها را دیدم
  • کوه‌ها را، درّه‌ها را دیدم
  • باد را دیدم، آتش را دیدم
  • نور و ظلمت را دیدم
  • و خُفتِگان را در نور، و خُفتِگان را در ظلمت دیدم
  • بیداری را در نور، بیداری را در ظلمت دیدم
  • و هیچ را در نور، و هیچ را در ظلمت دیدم!
  •  
  • اهل تهرانم، امّا
  • شهر من تهران نیست
  • شهر من زیر پونِز گم شده است
  • من با خور، من با خواب
  • خانه‌ای آن طرفِ نقشهء جغرافیا ساخته‌ام
  •  
  • من در این خانه به بدنامی پردودِ علف نزدیکم
  • من صدای هِق هِق طاقچه را می‌شنوم
  • و صدای نِدامت، وقتی از چشم خدا می‌لَغزَد
  • و صدای ضَجّه خوشحالی از پشتِ درخت
  • آروغ FANTA و PEPSI، توی هر بقّالی
  • چِکهء تکنولوژی، همه از سقفِ زمان
  • و صدای صاف، به اعجاز Alo Card
  • و صدای ناپاک، به اعجاز همه آئین‌ها
  • متراکم شدن ذوقِ شکستن در مشت
  • و ترک خوردنِ خودخواهی‌ها
  • من صدای قدم وسوسه را می‌شنوم
  • و صدای قدمِ شرعی حسرت را در دل
  • ضربانِ نفس عاطفهء قدّاره‌کِشان
  • تپش قلبِ شبِ‌ جمعهء ما
  • جریانِ گُل دامن در ذهن
  • زخمهء نابِ شکایت از دور
  • من صدای وزش آژیر را می‌شنوم
  • و صدای چکمهء ایمان را، در کوچهء زور
  • و صدای باران را، روی سقفِ اتوبوس
  • روی موسیقی پاپِ بلوغ
  • روی آوازِ سخیفِ بُلبُل
  • و صدای متلاشی شدنِ شیشهء وُدکا در شب
  • پاره پاره شدن سندِ صیغهء ما
  • پُر و خالی شدن کاسه شهوت از تب
  •  
  • من به آی‌سی زمین نزدیکم
  • حال گُل‌ها را می‌گیرم
  • آشنا هستم با سرنوشتِ خيس اشک، عادتِ سبز دماغ!
  •  
  • روح من در جهتِ تازهء نسوان جاری‌ست
  • روح من شاسکول است
  • روح من شاید از ترس، خود را خیس کند
  • روح من بیکار است:
  • چاکِ سینه‌ها را، درزِ مانتوها را، می‌شمارد هر روز
  • روح من گاهی، مثل یک مَنگ سر راه زنان حيران است
  •  
  • من هم دیدم دو برادر را با هم دشمن
  • من ندیدم بیدی، سایه‌اش را نفروشد به زمین
  • رَهن می‌دهد ناروَن، شاخهء خود را به کلاغ
  • هر کجا برگی هست، شور من می‌خُشکد
  • بوتهء خشخاشی، شستشو داده مرا در خَفَقانِ بودن
  •  
  • مثل بالِ حشره، وزنِ مگس کُش را حِفظَم
  • مثل یک سیفون، می‌دهم گوش به موسیقی قضای حاجات
  • مثل یک رودهء پُر فَضله، تبِ تندِ رسیدن دارم
  • مثل یک فاحشه در مرز خجالت هستم
  • مثل آفتاب لبِ دریا، نگرانم به پمادِ ضدِ آفتابِ بَ بَ ک
  •  
  • تا بخواهی خورشید، تا بخواهی سوزش، تا بخواهی تحقیر
  •  
  • من به آدامسی خوشنودم
  • و به بوئیدنِ یک تکه حشیش
  • من به یک آلوچه، و به یک بستنی پاک قناعت دارم
  • من همی‌خندم اگر بادکنک می‌ترکد
  • من همی‌خندم اگر سفسطه‌ای، ماه را نصف کند
  • من صدای پَرپَر شدنِ اِیرباس را می‌شناسم
  • رَنگ‌های شکم شب پره را، ردّ پای مگس حامله را
  • خوب می‌دانم خشخاش کجا می‌روید
  • پشه کِی می‌آید، ملخ کِی می‌خواند، سوسک کِی می‌میرد
  • چاه در خواب خیابان چیست
  • مرگ در ساقهء لِذّت
  • و آدامس رخوت، زیر دندانِ هم‌آغوشی
  •  
  • زندگی رسم لجن آلودی است
  • زندگی بال و پَرَش بسته شده‌ست
  • پَرشی دارد به اعماق هَچَل
  • زندگی چیزی هست، که سر عادتِ ماهانهء زن، همه از خاطر مَردان برود
  • زندگی جذبهء دستی است که می دُزدَد
  • زندگی نوبَرِ تریاکِ سیاه، در دهان گَس یک معتاد است
  • زندگی عشق MINI است به چَشم MICKEY MOUSE
  • زندگی تجربهء مالیدنِ چشم، همه در تاریکی‌ست
  • زندگی حس غریبی‌ست، که یک دخترکِ باکره هر شب دارد
  • زندگی سوتِ قطاری است که در خواب تو، هِی گَند زَنَد
  • زندگی دیدن یک زندان، از شیشهء مسدودِ هواپیماست
  •  
  • زندگی شستن یک تُنبان است
  •  
  • زندگی، یافتن سکهء آزادی، در جیبِ همه مردان است
  • زندگی مکسور آینه است
  • زندگی غم به توانِ ابدیت
  • زندگی ضربِ زمین، در ضَرَبانِ سرهاست
  • زندگی هندسهء اقلیدسی تمنّاهای من و توست
  •  
  • هرکجا هستم باشم
  • هیچ چیز مال من نیست
  • پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من نیست
  • چه اهمیت دارد
  • مال هر که باشد؟
  • گور باباش
  •  
  • من نمی‌دانم
  • که چرا می‌گویند: مَرد جنس زُمُخت است، زن زیباست
  • و چرا مَردان همگی، زودتر از زن می‌میرند
  • و چه نیاز است زنِ زیبا را به آرایش خویش
  • چشمها را باید بست، هیچ دیگر نباید دید
  • واژه را باید خورد
  • واژه باید خود فَضله، واژه باید خودِ پشگل باشد
  •  
  • چَترها را باز کنیم
  • زیر باران نرویم
  • فکر را، خاطره را، زیر سقف باید برد
  • بی همه مردم شهر، زیر سقف می‌باید رفت
  • دوست را زیر سقف باید دید
  • عشق را زیر سقف باید جُست
  • زیرِ سقف باید با زن خوابید
  • زیرِ سقف بازی باید کرد
  • زیرِ سقف باید چیز کشید، هِی زر زَد، کاکتوس کاشت
  • زندگی خَر شدنِ پی در پی
  • زندگی جان کندن، در لجنزار همین اکنون است
  •  
  • رخت‌ها را بکنیم
  • تختخواب در یک قدمی‌ست
  •  
  • تیرگی را بچشیم
  • صبح یک مِی‌کده را وزن کنیم، خوابِ یک ساقی را
  • تلخی مزهء ویسکی را اِدراک کنیم
  • روی شرع پا بگذاریم
  • در مُوستان، گرهء ذائقه را باز کنیم
  • جیب را بگشائیم اگر دوست بیامد
  • و نگوئیم که شب چیز بدی‌ست
  • و نگوئیم که شبتاب ندارد خبر از مستی مِی
  •  
  • و بیاریم پاترول
  • ببریم این همه خانم، ز خیابان به سرا
  •  
  • صبح‌ها کرهء اطلس‌ طلایی بخوریم
  • و بکاریم دوستان را، سر هر پیچ قرار
  • و بپاشیم میانِ رفقا، تخم نِفاق
  • و نخوانیم کتابی که در آن عکس ندارد
  • و کتابی که در آن بی‌ناموسی نیست
  • و کتابی که در آن دخترکان مَلبوسند
  • و نخواهیم که الکل بپَرَد از سَرمان
  • و بگوییم دوستان، همه پرواز کنند
  • و بدانیم اگر سیگار نبود، زندگی چیزی کم داشت
  • و اگر تریاک نبود، لطمه می‌خورد به قانونِ ذغال
  • و اگر گَرد نبود، هوش ما در پی چیزی می‌گشت
  • و بدانیم که اگر EX نبود، منطق زندهء پرواز، دگرگون می‌شد
  • و بدانیم که پیش از کوکائین، خلائی بود در اندیشهء Michael Jackson
  •  
  • و نپرسیم کجاییم
  • بو کنیم کفن کافوری قبرستان را
  •  
  • و نپرسیم که فوارهء اقبال کجاست
  • و نپرسیم چرا جیبِ خلایق خالی‌ست
  • و نپرسیم که پدرهای پدرها چه گُهی می‌خوردند
  • پشت سر نیست چراغی باقی
  • پشت سر، حَمد نمی‌خواند
  • پشت سر، آب نمی‌ریزد
  • پشت سر، همه درها بسته‌ست
  • پشت سر، روی همه خاطره‌ها خاک نشسته‌ست
  • پشت سر خستگی مامان است
  • پشت سر، خاطرهء من، به ساحل لجن مرگ و مَرَض می‌ریزد
  •  
  • لبِ باتلاق برویم
  • دست در گِل بکنیم
  • و بگیریم کثافت را از گِل
  •  
  • دست در جیب کنیم
  • وزنِ نیستی را احساس کنیم
  •  
  • بد نگوییم به Valentine اگر همسرمان حامله است
  • (گاهی در حاملگی، عشق می‌آید پایین،
  • می‌رسد فریاد به سقفِ ملکوت
  • دیده‌ام، زن زشت‌تر هم می‌شود
  • گاه زخمی که به باسن دارم
  • زیروبم‌های لگد را به من آموخته است
  • گاه در بستر همخوابگی‌ام، حجم چشمم دو برابر شده است
  • و فزون‌تر شده است، حجمِ خیلی چیزها)
  • و بترسیم از مرگ
  • (مرگ پایانِ حقارت نیست
  • مرگ وارونهء یک واهمه نیست
  • مرگ در ذهن فقیران جاری‌ست
  • مرگ در آب و هوای خوش تخدیر نشیمن دارد
  • مرگ در ذات شبِ شهر، از دزدی سخن می‌گوید
  • مرگ با لذتِ دود، می‌آید به دهان
  • مرگ در حنجرهء Jim Morison می‌خواند
  • مرگ مسئولِ قشنگی پر خرمگس است
  • مرگ گاهی هم خَربُزه می‌چیند
  • مرگ گاهی وُدکا می‌نوشد
  • گاه در مَنقَل نشسته‌ست، به ما می‌نگرد
  • و همه می‌دانیم
  • ریه‌های مَنقَل، پُر اکسیژنِ مرگ است)
  •  
  • دَر نَبَندیم به روی سخن و زر زر تقدیر، که از جعبهء جادو پیداست
  •  
  • پرده‌ها را بزنیم
  • بگذاریم هم‌آغوشی هوایی بخورد
  • بگذاریم بلوغ، زیر هر مَلحَفه بیتوته کند
  • بگذاریم که غریزه، پی دَیوثی رَوَد
  • اَلبَسه از تَن بکَنَد، پی ناموس کََسان هِی بدَوَد
  • بگذاریم که تنهایی، همه شب عَر بزند
  • وبلاگ بنویسد
  • به خیابان برود
  •  
  • ساده و خَر باشیم
  • ساده و خَر، چه در دانشگاه، و چه در کلّه پَزی
  •  
  • کار ما نیست شناسائی راز ۱۸ تير
  • کار ما شاید این است
  • که در افسون همه شبهای کانال ۳، شناور باشیم
  • پشتِ نادانی اردو بزنیم
  • دست در خونِ برادر بزنیم و به سر سُفره رَویم
  • صبح وقت بیداریِ خورشید، به دَرَک وَصل شَویم
  • بیضه را پرواز دهیم
  • روی ادراکِ غذا، بَنگ، نفس، پشتِ هم اِدرار کنیم
  • خیرگی را بنشانیم میان دو هجای پستان
  • ریه را از دود و دَم، هِی پُر و خالی بکنیم
  • بار دانش را بر دوش الاغ بگذاریم
  • نام را باز سِتانیم از ابر
  • از سیم، از مایع ظرفشویی، از اِسکاچ
  • روی پای تَر شهوت، تا END کثافت برویم
  • در به روی حَشَر و لذّت و پدرسوختگی باز کنیم
  •  
  • کارِ ما شاید این است
  • که میان گُل امّید و عذاب
  • پی آواز رذالَت بدَویم

    سهراب سپهری اورجینال !

  • نوشته شده توسط ¤ یورغون ¤ در 84/11/24 ساعت | لینک ثابت |
     
    business article
    Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar