تبليغاتX
ღミ★ミღ آذربایجان ღミ★ミღ - سهند و یاساق شعری
 
¤ آنا ديلي بيرميللتين چيرپينان اؤرگي دير٭زبان مادري قلب تپنده يک ملت است ¤
 
از سال ۱۳۲۵ تا ۱۳۴۰ غیر از قصه ها و شعر های مبتذل هم سطح حسین کرد و امیر ارسلان و مقداری نوحه و به اضافه شعر حیدر بابا ، تقریباً در ایران ، هیچ کتاب و نشریه ای بزبان ترکی امکان انتشار نیافت.

پلیس انتشار کتاب و نشریه به زبان ترکی را عملاً ممنوع کرده بود . به طوری که در دهه چهل ، نگهداری و خواندن چنین کتابها ، مخاطرات زیادی در پی داشت ، صمد بهرنگی و دوستانش در به در به دنبال کتابهای ترکی می گشتند و هر نوع خطری را به جان می خریدند .

سالهای سیاه و خفقان و سالهای اشک و آه بود و ساواک با شکنجه های ددمنشانه مو را از ماست بیرون می کشید سالهایی که در این شعر سهند (بولود قاراچورلو)به تلخ ترین شکل منعکس گشته است :

 

طالعیمه سن باخ

دوشونجه لریم یاساق

دویغولاریم یاساق

کئچمیشیمدن سؤز آچماغیم یاساق

گله جه ییمدن دانیشماغیم یاساق

آتا – بابامین آدین چکمه ییم یاساق

آنامدان آد آپارماغیم یاساق...

...      بیلیرسن؟

آنادان دوغولاندا بئله

اؤزوم بیلمه یه – بیلمه یه

دیل آچیب دانیشدیغیم دیلده

دانیشماغیم دا یاساق ایمیش ، یاساق ...

********** ترجمه فارسی **********

سرنوشت عجیبی است

اندیشه هایم ممنوع !

                 همه چیز

      همه چیز برایم ممنوع  !

نباید از گذشته ام حرفی به میان آورم

و نیز نه از آینده ام .

نام بردن از نیاکانم ، ممنوع !

         و ممنوع ،

       نامی از مام بردن !

          و می دانی آیا ؟

از آن دم که چشم به دنیا گشوده ام

بی آنکه خود بدانم

از تکلم به زبانم نیز

ممنوع بوده ام ...

ممنوع !

"رحمتلی بولود قاراچورلو (سهند) "

 

  نوشته شده در  86/10/15ساعت   توسط ¤ یورغون ¤  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM