بررسی سیر تاریخی همانند سازی و وحدت ملی و زبانی در ایران (4)
" بحثی مختصر از یک کتاب مرکز نشر وزارت خارجه "
در اینجا لازم است به یک حرکت جهت دار دیگر از سوی مرکز انتشارات وزارت خارجه اشاره گردد تا فضای مسموم حاکم بر علیه زبان و فرهنگ قوم ترک تا حدی روشنتر گردد .
مرکز انتشارات وزارت خارجه نظام جمهوری اسلامی کتابی تحت عنوان «مطالعاتی در باره تاریخ و زبان و فرهنگ آذربایجان» در سال 1379 شمسی به قلم آقای (فیروز منصوری) چاپ و منتشر کرده است . «سراسر کتاب تحقیر و اهانت به مردم ترک است و نویسنده برای اینکه خود را از این مسئولیت مبری کند آنها را نقل قول کرده که فلانی نوشته.
نویسنده در صفحه 385 آورده است ، ترک یعنی دست و صورت نشسته – دیگری ترک را «بی نماز و عرق خورده» نامند. ان دیگری ترک را معادل وحشی گری و یاغی می داند . و ان دیگر ترک را دور از ادب و فرهنگ می داند . یکی می گوید که ترک آن است که در کره [خانه باغ] و دشت زندگی می کند . و از شهر گریزان است نویسنده در جایی می گوید ده ترک به یک تربچه ، حیف آن تربچه . آقای منصوری در یک جای همین کتاب منتشر شده به نقل از ادوارد براون (سفیر وقت انگلیس) ؛ آذربایجانیها را بد اخلاق ، عبوس ، کند ذهن و با چشمانی تیره ، و موذیانه و ... معرفی می کند . نامبرده در صفحه 392 کتاب می نویسد : که قبلاً شغال ها در شهر پاسبانی می کردند و سگ ها در بیابان ، تا اینکه سگ ها با ترفندی خود را جایگزین شغال ها کردند. در پاسخ به شغال ها که آیا قصد ندارید از شهر بیرون بروید؟ گفتند یوخ یوخ یعنی نه نه ؛ زیرا سگ ها در اصل از ترکستان آمده اند و به زبان ترکی صحبت می کنند . در یک صفحه بعد نیز از براون نقل می کند که خداوند وقتی الاغ را آفرید ، الاغ به درگاه خداوند شکایت کرد که قبل از من ترک را آفریدی دیگر مرا چرا آفریدی؟ از طرف خداوند این جواب برای الاغ صادر شد : به درستی که ما تو را آفریدیم تا هوش و فهم تو در قبال آنها برجسته جلوه کند .
منصوری در جای جای کتاب همراه با اظهار نظرهای شخصی ، نقل و قولهایی می آورد که زبان کنونی آذری زمخت ، ناخوشایند ، خشن ، نظامی ، مغشوش ، معیوب ، مصنوع ، عامیانه ، روستایی و ... است چرا که اینها در اصل فارس بودند و به زبان دیگر (ترکی) صحبت کردن به ایشان سخت است .
در ادامه این موارد ذکر شده ، دو رویکرد دیگر کاملاً متفاوت در قبال زبان و اقوام ایران (فارسی – ترکی) ارزش اشاره کردن دوباره را دارد . از یک طرف نمایندگان مجلس و حاکمیت پخش یک برنامه تجاری را که نام آن کالا ترکی باشد ، اجازه نمیدهند . فوراً واکنش نشان داده و قانون وضع می کنند . از طرف دیگر اکثر قریب به اتفاق ارگانهای آموزشی – فرهنگی با حملات ، سیاه نمائیها و تیره و تار کردن زبان و قوم ترک ، تا حدی که اقتضا, کند در لفافه آموزش و طنز که تماماً به زبان فارسی است ، از زبان و قوم ترک ، یک تصویر معیوب ارائه می دهند . نتایج این فضا چه می شود؟
«مقایسه چگونگی انعکاس حکومت ترک ها و فارس ها در کتاب تاریخ سال دوم مقطع راهنمائی»
در اینجا برای اثبات ادامه حیاتمندی این روحیه سطحی و بخشی نگری غیر واقع بینانه ناسیونالیسم و پان فارسیسم به جای مانده از زمان پهلوی ، اشاره های لازم در این رابطه را خواهیم کرد. که این امر عموماً در رسانه های جمعی (رادیو تلویزیون) و کتب درسی آموزش و پرورش ؛ به طور عریان و یا نیم عریان قابل توجه هستند . نقاط اشاره شده که متاسفانه زیاد هم می باشند به غیر از اینکه دو قوم فارس و ترک را در مقابل هم دیگر قرار دهند و القا اینکه ترکان فاقد تمدن ، بدون بهره از مدنیت ، غیر ایرانی و ضد ایرانی هستند ، نمی توان نتیجه ای دیگری داشته باشند .
لازم به توضیح است در این جا کتاب تاریخ سال دوم راهنمایی را به عنوان نمونه ، مورد نقد قرار می دهیم. ناگفته نماند رسانه ها به ویژه کتب تاریخی در شکل دهی و شناخت قومی در فرد نقش موثر دارد . (محمد زاده ، 1380 ، ص 46). لازم به اشاره کردن است که از لحاظ تعلیم و تربیت کودکان دوران راهنمائی یکی از منفعل ترین و پذیراترین دوران عمر خود را از لحاظ شکل دهی به هویت و شناخت خود و جامعه می گذرانند.
در کتاب یاد شده دروس 5 تا آخر درس 6 که به آموزش حوادث دولتهای محلی فارسی اختصاص یافته ، با این عنوان شروع شده است : «تشکیل دولتهای مستقل در ایران». ولی در مقایسه ، از اول درس 7 که به تشریح حوادث حکومتهای ترکها بر ایران پرداخته ؛ عنوان درس را «تشکیل دولتهای ترک نژاد در ایران» نام گذاری کرده است . یعنی به عبارت ساده تر عنوان فصل اولی مربوط به حکومت های مستقل ، ولی عنوان درس های فصل دوم مربوط به حکومت های ترک ها که حکومت های غیر مستقل و غاصب القا شده است . و اما اصل بحث اینجاست که در متن درس های این کتاب ، در درسهای راجع به حکومت فارس ها که با عنوان یاد شده شروع شده است ، پادشاهان و شخصیت های تاثیر گذار وقت را بدون استثنا با صفات پاک و خوب و دور از هر بدی و اشتباهی به تصویر کشیده است. ولی در درسهای راجع به حکومتهای ترک نژاد بر عکس . در تحلیل اول ، صفات نسبت داده شده به حاکمان و در قسمت بعدی اوضاع و احوال همان زمان را از همین کتاب در اینجا می آوریم . قابل توجه است که تحلیلهای اول این تحقیق مانند خود کتاب ابتدا فارس ها و بعد ترک ها خواهد بود.
" طاهریان "
اعمال : طاهر ایرانی بود – مامون یکی از معروفترین سرداران خود به نام طاهر را امیر خراسان کرد.
اوضاع جامعه در زمان مربوطه : طاهر قصد داشت حکومتی مستقل تشکیل دهد . او اولین حکومت مستقل ایرانی بعد از اسلام را تشکیل داد. طاهریان نظم و امنیت را در درون قلمرو خود و نیز مرزها بر قرار کرد . آنها به عمران و آبادانی و حمایت از کشاورزان علاقه داشتند . در زمان طاهریان کشاورزان به آسودگی زندگی می کردند .
" صفاریان "
اعمال : یعقوب مردی دلیر ، زیرک ، بخشنده و جوان مرد بود. عیاران گروهی بودند که طرفدار جوان مردی ، بخشش و کمک به ضعیفان بودند.
اوضاع : یکی از دلاوران سیستان بنام یعقوب خوارج [ترکان] را شکست داد و قدرت و آوازه ای بدست آورد. در زمان حکومت عمرو لیث قلمرو صفاریان بسیار گسترده شد.
" سامانیان "
اعمال : امیر اسماعیل سامانی مردی دلیر و عادل بود . به عمران و آبادی کشور توجه بسیار داشت . سامانیان به فارسی علاقه داشتند.
اوضاع : پدران اسماعیل سامانی با مرزداری و جنگ با ترکان بت پرست قدرت گرفتند. اسماعیل قلمرو سامانیان را بسیار گسترش داد. در زمان او دولت سامانیان به قدرت و وسعت چشمگیری دست یافت. سامانیان از وجود وزیران بزرگ چون بلعمی و جیهانی بهره مند بودند. این وزیران با خردمندی تمام دولت سامانیان را اداره می کردند... آنها به زبان فارسی علاقه داشتند . از شاعران و نویسندگان و دانشمندان حمایت می کردند . دولت سامانیان با نظم اداره می شد. بعد از چندی دچار مشکلات درونی بسیار شدند. پس از چندی فرماندهان بزرگ در کار وزیران دخالت می کردند که بیشتر این فرماندهان در اصل اسیران ترک نژاد بودند که به این مقام رسیده اند . [عامل اصلی درونی انحطاط سامانیان فارسی و ایران دوست ترکان اسیر قلمداد شده اند.]
علاوه بر مشکلات داخلی از مشرق نیز دولت ترک نژاد آل افراسیاب به قلمرو انان حمله کردند.[عامل بیرونی سقوط سامانیان علاقه مند به زبان فارسی ترکان هستند.]
" دیلمیان آل زیار "
اعمال : مرد آویچ از سرداران دلیر دیلمی بود . آرزو داشت که حکومت مستقل تشکیل دهد .
اوضاع : مرد آویچ چون تصمیم داشت حکومتی مانند ساسانیان ایجاد کند دستور داد بسیاری از آداب و رسوم عصر ساسانیان را دوباره احیا کنند.
" دیلمیان آل بویه "
اعمال : آل بویه با سپاهیان خود بغداد را فتح کرد و خلیفه را به زندان افکند. مشهورترین فرمانروای دیلمی عضدالدوله بود . در زمان او آل بویه بسیار قدرتمند بودند و تقریباً سراسر ایران را تصرف داشتند . او بیمارستان عضدی در بغداد را تاسیس کرد . در زمان آل بویه کشاورزی رونق فراوان یافت . ابو علی سینا دانشمند نامدار ایرانی در اواخر عمر ، وزیر یکی از شاهزادگان آل بویه بود.
ولی همچنانکه در اول این بخش گفته شد مبحث حاکمان و امپراطورهای ترکان در ایران را در همین کتاب یاد شده با عنوان ؛ «تشکیل دولتهای ترک نژاد در ایران» نامگذاری کرده اند و در مقدمه آورده اند : ترکان مجموعه ای «قبایلی» بودند که در نواحی دور دست آسیای مرکزی زندگی می کردند. وجه مشترک این قبایل «زبان ترکی» و «زندگی دامداری» بود.
" غزنویان "
اعمال : سلطان مسعود از کاردانی و تدبیر پدرش بهره ای نداشت.
اوضاع : مشهورترین فرمانروای غزنوی سلطان محمود غزنوی بود. او قلمرو غزنویان را گسترش داد. یکی از کارهای سلطان محمود لشکر کشی به هندوستان و غارت بتخانه های هندوستان بود. به دستور مسعود یکی از وزیران معروف غزنوی بنام حسنک وزیر به اتهام مخالفت با حکومت مسعود به قتل رسید . [خفقان بودن فضا] او علاوه بر لشکر کشی های متعدد به نواحی مختلف ایران به کسب فتوحات در ایران مشغول شد .
" سلجوقیان "
اعمال : سلجوقیان در جست و جوی چراگاه برای دامهای خود به تدریج وارد خراسان شدند . سلجوقیان از قبایل صحرا گرد بودند .
اوضاع : در دوران سامانیان قبایل ترک به ایران حمله ور شدند ولی شکست خوردند... در نتیجه فتوحات آلب ارسلان قسمت های بزرگ از آسیای صغیر به تصرف «ترکان مسلمان» در آمد . کشور پهناور سلجوقیان را وزیران کاردان و خردمند «ایرانی» [فارسی] اداره می کردند . سلجوقیان که خود از قبایل صحرا گرد بودند ، به خوبی می دانستند که اداره یک سرزمین پهناور با جمعیت بسیار و تمدن و فرهنگ پیشرفته بدون آشنایی به امور کشورداری میسر نخواهد بود.
مشهورترین وزیر سلجوقی خواجه نظام الملک طوسی بود . تصرف سرزمینهای بسیار و تاسیس دولت بزرگ سلجوقیان با وجود وزیران لایق ایرانی [فارسی] در دولت میسر گردید .
" خوارزمشاهیان "
اعمال : سلطان محمد پادشاهی مغرور بود .
اوضاع : دولت خوارزمشاهیان تا زمان محمد شاه به موفقیت هایی دست یافته بود ، اما بنیان های محکم و استوار نداشت .
" تیموریان "
اعمال : وی فرماندهی دلیر و در عین حال بی رحم بود . برای رسیدن به قدرت و گسترش قلمرو خودش از هیچ جنایتی روی گردان نبود .
اوضاع : تیمور در لشکر کشی هایش عده زیادی را می کشت و حاکمان محلی را مطیع می ساخت . تیمور در مجموع سه بار به ایران حمله کرد . طی این شورشها سراسر ایران و کشورهای اطراف را به خاک و خون می کشید . بسیاری از آبادیها را ویران می کرد . هنگامی که تیمور مرد ، شاهرخ جانشین پدر بود . شاهرخ چون تحت تاثیر فرهنگ و تمدن ایرانی [فارسی] قرار گرفته بود بر خلاف پدرش آرامش طلب و به عمران و آبادانی علاقه داشت . (تاریخ سال دوم راهنمایی 1382 : صص 52-21 ) ناگفته نماند که این مطالب در مقاطع تحصیلی ابتدایی و دبیرستان هم به دانش آموزان یاد داده می شود .
اگر به صفات نسبت داده شده و اوضاع و احوال تشریح شده در فصلهای نامبرده هم به طور جداگانه و هم در مقایسه با یکدیگر نگاه کنیم ، ملاحظه می کنیم که تمامی صفات منزه و مثبت آسمانی به سلسله پادشاهان و حکمرانان محلی فارس نسبت داده شده است . و در این فصول ما نمی توانیم حتی یک صفت نسبت داده شده با عنوان منفی و سیاه به حاکمان یاد شده این فصل ها و درس ها که «تشکیل دولت های مستقل در ایران» نام دارد پیدا کنیم . وضع اجتماعی اقتصادی جامعه همان دوره ، با اوصاف رفاه ، آبادانی ، رونق ، خوشبختی مردم ، دانشمندان ، فتوحات و ... القا می شود . ولی بر خلاف دروس 6 و 5 در دروس 7 و بعد که از اول با نام «تشکیل دولت های ترک نژاد در ایران» شروع شده حاکمان با خود اصلاً و ابداً صفاتی مثبت به همراه ندارند ، چنانچه صفتی نسبت داده شود بر خلاف صفات نسبت داده شده ی فصول قبل ؛ از نوع خونریز ، بی رحم ، غارت ، چادرنشین ، بیابانگرد و ... است . و ضمناً اگر استثاً حاکمان این دوره تا حدی منسوب به اخلاق خوب باشند آن هم به برکت تاثیر فرهنگ ایرانی [فارسی] بوده و بعد منزه به این اوصاف گشته است . و گر نه همه پادشاهان این دوره به طور مستقیم یا غیر مستقیم دارای خلق و خوی بدوی ، غارتگر ، ضد ایرانی ، بی خبر از تمدن و مدنیت توصیف شده اند . این در حالی است ؛ که به گواهی تاریخ ، بزرگترین امپراطوری ها را بعد از اسلام در ایران ترک ها بوجود آوردند و اوج شکوفایی تمدن اسلامی – ایرانی در زمان زمامداری آنها بوده است .
پایان
«تورك مدرسه سی/ مدرسه ترک»
مدرسه ده موعلليم / در مدرسه معلم
يئنه دؤيدو اليمدن / باز هم کتکم زد
باجارماديم فارسيني / فارسی را بلد نبودم
ايراد توتدو ديليمدن / از زبانم ایراد گرفت
دئديم : آغا موعلليم / گفتم اقا معلم
وورما ، گؤينه دي اليم / نزن دستهایم درد گرفت
نه دير آخي گوناهيم / گناه من مگر چیست؟
توركودور منيم ديليم / زبان من ترکی است
ياپيشدي قولاغيمدان / گوشم را گرفت
دئدي : بوراخ توركونو / گفت ول کن ترکی را
او قالدي ائوينيزده / ترکی را در خانه گذار
اونوت گئتسين كؤكونو / اصل و نسبت را فراموش کن
اؤيره نمه سن آب – بابا / آب بابا را یاد نگیری
آچاجاقسان اليني / تنبیه می شوی
كؤتك يئيه ندن سونرا / بعد این که کتک خوردی
اونودارسان ديليني / زبانت را فراموش می کنی
سنين هاران توركدور؟ / کجای تو ترک است؟
آذريسن ، آذري / آذری هستی تو آذری
كيم اؤيره ديبدير سنه / کی یادت داده تو را
بئله يانليش سؤزلری / این حرفهای غلط را
آخدي گؤزومون ياشي / اشک از چشمانم سرازیر شد
تيتره دي ديل – دوداغيم / لرزید زبان و دهانم
بئله يالان سؤزلره / این حرفهای دروغ را
اينانمادي قولاغيم / باور نکرد گوشهایم
آنام مني اويدورماز / مادرم مرا گول نمی زند
آتام مني آللاتماز / پدرم به من کلک نمی زند
بو سؤزلرين هئچ بيري / این حرفها هیچ کدام
منيم عاغليما باتماز / به عقلم جور در نمی آید
نييه منيم آديمي / چرا اسم مرا
سوروشمايير اؤزومدن / از خودم نمی پرسد
نييه سؤزون دوزونو / چرا حرف راست را
اوخومايير گؤزومدن / نمی خواند از نگاهم
هركس يالان دانيشسا / هر کس که دروغ بگوید
آللاهين دوشمانيدير / دشمن خداست
من كي يالان دئميرم / من که دروغ نمی گویم
بو اونون يالانيدير / این دروغ اوست
لايلاي دئييبدير آنام / مادرم لالای می گفت
منه بئشيكده توركو / در گهواره به ترکی
دانيشميشيق هاميميز / همه حرف زدیم
ائوده – ائشيكده توركو / به ترکی هم در خانه هم در بیرون
نه دن گرك يازماياق / چرا ننویسیم
ديليميزي كيتابا ؟ / زبانمان را در کتاب
مدرسه ده نه اوچون / به چه دلیل در مدرسه
گلمه يك بيز حئسابا؟ / ما را به حساب نیاورند
هئچ عاغليما سيغمايير/ هیچ عقلم قد نمی دهد
نه دير بونون جاوابي / جواب این چیست
سو يئرينه اوخويام / به جای سو
مدرسه ميزده آبي / در مدرسه بگویم آب
يقين كؤتك يئمزديم / مطمئناً کتک نمی خوردم
اوخوسايديم ديليمي / اگر به زبان خودم تحصیل می کردم
گؤينه رتيدن سيخمازديم / از سوزش آن نمی گذاشتم
قولتوغوما اليمي / دستهایم را به بغلم
قوي بؤيويوم بير اؤزوم / بزرگ که شدم
اولاجاغام موعلليم / من هم معلم می شوم
اوندا چوخ ايش گؤره جك / خیلی کارها انجام خواهد داد
بو گون گؤينه ين اليم / این دستهای دردالود
كيلاسيمدان گله جك / طنین کلاس من
ائليميزين اؤز سسي / صدای ایل و تبار خودم
اولاجاقدير او زامان / خواهد بود آن زمان
توركون ده مدرسه سي / ترک هم مدرسه ای خواهد داشت...
بررسی سیر تاریخی همانند سازی و وحدت ملی و زبانی در ایران (3)
«سیاست های زبانی پهلوی دوم در قبال زبان ترکی»
در این قسمت تحقیق مناسب است به ایده های بعضی از روشنفکران و سیاستهای زبانی دولتمردان پهلوی دوم پرداخته شود.
«با روی کار آمدن محمد رضا شاه ، سیاست های رضا شاه تدام یافت . هر چند که محمد رضا شاه در ابتدای حکومتش ضمن تظاهر به دمکراسی خواهی ، در صدد بود تا سیمای مطلوبی از خود به جا گذارد . در نقل قولی از او آمده است که ما هرگز به تبعیضات نژادی و یا مذهبی و تفاوت بین رنگ و پوست افراد اعتقاد نداشته ایم . اما بعد از مدتی به مانند پدرش ... سیاست های ناسیونالیستی فارسی کردن جمعیت ناهمگون ایرانی را تعقیب می کرد.
به زعم محمد رضا شاه گروهای قومی تهدیدی برای دولت مرکزی و مانعی بر سر راه توسعه تلقی می شدند. بنا براین ضمن انکار تنوع قومی سعی نمود همه اقوام را بر پایه ویزگی های قوم پارس سازمانی دوباره بدهد . به عبارت بهتر وی همبستگی فرهنگی را در نابودی زبان های غیر فارسی می دید برای این کار آموزش زبان فارسی را اجباری کرد و استفاده از سایر زبان های ایرانی را در آموزش و پرورش ممنوع کرد . در ادامه این سیاستها ، ایالات کشور و مرزهای طبیعی موجود آنها از نو تقسیم شد که برای مدت زمانی فقط با شماره های اسمش ازآنها یاد می شد... بعداً اسم های مناطق غیر فارسی را با نام های فارسی اسم گذاری کردند [ اورمیه به رضائیه ، قره داغ به ارسباران ، عربستان به خوزستان ، سلطانیه به اراک و ... تغییر نام فارسی یافتند]. هدف از این کار کاهش حدالامکان هویت به یک گروه قومی و زبانی [فارسی سازی]، خصوصاً یک دولت بود. وجود گروههای عرب زبان در جنوب غربی کشور تقریباً انکار شد . آذربایجانیها و دیگر گویشهای فارسی اجازه چاپ و نشر نیافتند و زبان کردی رسماً به عنوان یکی از لهجه های فارسی توصیف شد و آن نیز اجازه چاپ و نشر نیافت ؛ (کاتوزیان ، ص 72). به طور کلی شاه همچون پدرش با استقرار دولت نوین و بهره گیری از ایدئولوژی ناسیونالیستی شاهنشاهی فارسی ادعای وحدت و تمامیت ایران را داشت.
ایدئولوژی و خط مشی هویت بخشی که در قالب تمسخر و تحقیر زبان و لهجه های قومی غیر فارسی ، نا دیده گرفتن ارزشها و اعتقادات مذهبی و دینی و تغییر خشونت آمیز پوشاک محلی از سوی دولت مرکزی اجرا می شد... ، موجب مقاومت هویت اهالی غیر فارسی و شکل گیری احزابی مثل دمکرات کردستان و فرقه دمکرات آذربایجان و.... شد. حزب دمکرات کردستان و آذربایجان که در پی سیاستهای تحقیر آمیز دولت در خصوص ایلات کرد و ترک ایجاد شده بود ، خواهان خودمختاری در چارچوب ایران و استفاده از زبان مادری در نظام آموزش و خواهان آزادی داخلی و خودمختاری و تشکیل انجمن های ایالتی و ولایتی بودند. (نادرپور ، صص 147-144).
«محمد رضا شاه در کتاب خود بنام «ماموریت برای وطنم » می نویسد: پدرم بر خلاف پادشاهان قاجار که از نژاد ترک بودند از خانواده اصیل ایرانی (فارسی) بود». [1]
عباس اقبال آشتیانی از دیگر طراحان سیاست زبانی دولت پهلوی در رابطه با زبانهای قومی غیر فارسی چنین گفته بود: «آمدیم به سیاست زبانی که دولت باید در داخله ایران معمول و مجری دارد... در باب دو زبان عربی و ترکی... دولت بیش از همه باید در یک امر بسیار مواظب باشد و شدید العمل باشد... مخصوصاً مامورین او نباید بگذارند که هیچ کتابی و روزنامه و مجله ای به این زبانها در خارج از ایران منتشر شود یا در داخل کشور و در بین مردم بخصوص اطفال مدارس منتشر شود». [2]
نامبرده در روزنامه اطلاعات در مقاله ای تحت عنوان «زبان در آذربایجان» می نویسد : «چه کسی آثار غنی و جهانگیر فردوسی ، سعدی ، مولوی و حافظ را با وراجی مهجور و ناهنجار غارتگران ترک عوض می کند.» [3]
«آشتیانی در جای دیگر در مقایسه زبان ترکی با زبان فارسی می نویسد: زبان فارسی درّ و گوهر است و ترکی ، خر مهر و خرفی است . زبان ترکی زبان ناقص است که وسیله تکلم ترکمانان بدوی ، غارتگر و بیابان گرد بوده است . در زبان ترکی شعر و ادبیاتی وجود ندارد که دنیا بپسندد ، ترکی زبان شکسته بسته ترکمانان است که نمی توان با آن اظهار ذوق و عرض و هنر کرد ». [4]
در اینجا مناسب است گفته شود که از اولین فرهنگ لغتها فرهنگ لغت «دیوان الغات الترک محمود کاشغری» است که از قدیمی ترین فرهنگ لغت های مشرق زمین است که در قرن دهم میلادی نوشته شده است. و اشعار فضولی ، نسیمی ، نباتی و ... سرشار از غنای مفهومی و ادبی است. علاقمندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به دیوان محمود کاشغری و اشعار محمد فضولی ، نسیمی و نباتی ... مراجعه نمایند. بدتر از همه اینها اظهارات توهین آمیز رضا شاه به ترک ها بود. چه توهین و تحقیر شرم آورتر از اینکه شاه یک مملکت بگوید چه معامله خوبی می شد اگر انجام می یافت... (انسان شرمش می آید از باز گفتن و باز نوشتن بقیه مطلب ) (جامی ، ص 249).
دکتر جواد هیئت در کتاب «سیری در تاریخ زبان و لهجه ترکی» در رابطه با سیاست های پهلوی در مورد زبان و فرهنگ ترکی چنین نوشته است : «در دوره پهلوی تئاتر آذربایجان که با سابقه ترین و پیشرفته ترین تئاتر شرق و ملل مسلمان بود به بهانه فارسی نبودن تعطیل شد... و بعد از واقعه شهریور 1320 و استعفای اجباری رضا شاه به علت ضعف حکومت مرکزی خفقان سابق از بین رفت... در سال 1324 به دنبال قدرت گرفتن فرقه دمکرات در این دوران ، زبان ترکی به موازات زبان فارسی در آذربایجان رسمیت یافت و تدریس به زبان مادری آغاز شد. دوران حکومت فرقه دمکرات بیش از یکسال نپایید. بعد از سقوط حکومت فرقه دمکرات نمایندگان دولت مرکزی به دستور تهران ، به بهانه کمونیستی بودن مطالب و نوشته ها ، کتب درسی را جمع آوری کرده و به آتش کشیدند . از آن پس انتشارات ترکی قدغن و زبان رادیو و مدارس منحصراً فارسی شد».(هیئت ، ص 264).
در رابطه با مواضع علامه دهخدا در این موارد نامبرده در لغت نامه مشهور خود تحت ماده آذربایجان ، پس از درج اطلاعات فشرده ای راجع به موقعیت جغرافیایی ، آب و هوا و ... در باره انگور های آنجا مطلب می نویسد . ولی در خصوص زبان ان سرزمین صرفاً می نویسد : زبان مردم آن شاخه ای از زبان فارسی موسوم به آذری بوده است . یا دکتر ناطق خانلری استاد زبان فارسی دانشگاه تهران که مدتی وزیر کشور کابینه اعلم هم بوده در مقدمه کتاب «زبان شناسی و زبان فارسی» می گوید: «وطن من این سرحدات سیاسی و مصنوعی نیست ، هر جا که فارسی صحبت می کنند ، میهن من است . یعنی به جای آذربایجان ، کردستان ، خوزستان ، شمال افغانستان و تاجیکستان وطن نامبرده است ».[5]
یرواند مورخ و ایران شناس مشهور معاصر ایرانی الااصل استاد دانشگاه نیویورک آمریکا در صفحه 200 کتاب خود «ایران بین دو انقلاب » می نویسد:
«اقدامات رضا شاه برای ایجاد وحدت ملی و یکپارچگی ملی نارضایتی های زیادی در میان اقلیتها و قومیتهای زبانی و مذهبی پدید آورد . سیاست بستن مدارس و انتشاراتی ها برای ترک زبانها بسیار زیانبار بود . ترک زبانهایی که بیشتر شهر نشین بودند و روشنفکر بومی خود را داشتند . بنابراین هنگامی که مدارس ، روزنامه ها و انتشاراتی های فارسی زبان جای مدارس روزنامه ها و انتشاراتی های ترک زبان آذربایجانی و دیگر قومیتهای زبانی را گرفت نارضایتی فرهنگی افزایش یافت».
دیوید نیسمال (Nissmall) معتقد است که «ضد آذری بودن وجه غالب سیاست تمرکز گرایانه رضا شاه (و محمد رضا شاه) بوده و دستور تاسیس سازمان پرورش افکار جوانان در همین راستا بوده است » (یرواند ، ص 177).
لوئین فاوست ، پژوهشگر بر جسته روسی می نویسد : «برخی از تلاشهای رضا شاه و محمد رضا شاه برای فارسی کردن منطقه و ممانعت از کاربرد زبان ها و لهجه های محلی موجب نارضایتی قومیتهای غیر فارسی شده و بعلاوه فارسی زبانها با تحمیل مغول خواندن زبان ترکی ، سعی در تحقیر و تضعیف آن داشته اند».[6]
*ادامه دارد*
1- نوید آذربایجان مورخه 2/4/80 ، ص6
2- مجله یادگار ، آشتیانی ، سال 2 شماره 603 ، تاریخ 1324.
3- اطلاعات ، روزنامه ، 3/7/1324 .
4- مجله یادگار به نقل از نوید آذربایجان 4/12/78 ، ص 4 شماره 83 .
5- نوید آذربایجان ، هفته نامه 24/12/81 .
۶- ایران و جنگ سرد ، نوشته فاو ست،ترجمه کاوه ، به نقل از نوید آذربایجان،مورخه ۲۴/۷/۸۰ ،ص۷.
آغ آتیم
آغ آتیم ، قول قاناتیم ،
آت قدمین یورتمه یئری ! [1]
آش تپه لردن
سیلدیریم تک سره لردن
سئله سینمیش دره لردن
بو نه طوفاندی گؤزل کهلیگیمی ایستیر آییرسین فره لردن [2]
غیرتیم جوشه گلیر غملی خبردن
آغ آتیم – قورخما خطردن !
آغ آتیم قول ، قاناتیم ،
شیهه چک ، قوی سسیوه
بلکه یاتانلاردا اؤیانسین
یاتماغین واختی دگیل دروسون اوتانسین
یاتانین عؤمرو تالانسین
تازا نعلین وار آتیم
چال بو داغین سینه سینه ، قوی پارالانسین
چال داغین سینه سی باتسین ، یارالانسین
داشی داشدان ، آرالانسین
آغ آتیم قول قاناتیم
داش قایادان آشما چتیندی
قاباق اؤز یوققوشادی ، قاشما چتیندی
داغا دیرماشما چتیندی
داشا ، سووخاشما [3] چتیندی
باخما یوللاری چتیندی ، اورانین هیبتی یوخدور
آغ آتیم همت ائله !
غیرتی یوخدور
هله اؤز یوققوشالار چوخدو قاباقدا
آشماق اولماز بو آیاقدا
آغ آتیم قول قاناتیم
بسدس ایاق ساخلاما ، گون باتدی قارالدی
گون گئچیب داغ دالینا رنگی سارالدی
داغین اوستون دومان آلدی
آغ آتیم ، بس بو نه حالدی؟
بورا یارقاندی [4] آتیم دورما آماندی ....
آغ آتیم ، قول قاناتیم
آت قدم آیدینلیغا ساری
هؤرکوشن [5] اوولاریلا