¤ آنا ديلي بيرميللتين چيرپينان اؤرگي دير٭زبان مادري قلب تپنده يک ملت است ¤ |
در سال 1265 هجری مطابق با مارس 1849 میلادی در شهر تبریز قصابی گاوی را برای کشتن به سلاخ خانه می برد . گاو زبان بسته که الهامی به او رسیده بود از دست مرد قصاب فرار می کند و به « دهلیز بقعه صاحب الامر » که در میدان « صاحب الزمان » در نزدیکی سلاخ خانه است ، به رسم بست نشستن « رفت و به خفت » . font>
font>مردم تبریز که معتقدند یکی از « بزرگان طریقت در خواب و اگر نه در بیداری آن حضرت [ صاحب الزمان ] را در آن مقام بگذاشتن نماز » دیده و مردم خرافاتی آن زمان با شنیدن این « قصه » آن محل را « میدان صاحب الزمان » نام کردند و جعفر قلی خان دنبلی ... در آنجا بقعه کرد و از کارداران دولت ایران خادم و متولی گماشته آمد » . font> font>
« میرزا علی اکبر » نامی که « به سفارت روس مترجم باشی بود » ، احتمالا به دستور روس ها که در تبریز بودند و برای آنکه در دل مردمان عامی و خرافاتی و ملایان تبریز جائی باز کنند ، آن بقعه را « با آئینه مزین کرد » ، مردم تبریز در گذشته « بیشتر در لیالی جمعه » به زیارت آن بقعه می رفتند و برای رفع حاجات خود شمعی روشن و گاه قربانی می کردند . و اما بقیه ماجرا : font> font>
« قصاب ریسمانی آنجا برد و به گردن گاو نهاد و بیرون کشید » اما با معجزه حضرت صاحب الزمان مرد قصاب « ناگاه از پای در افتاد و چند قطره خون از بینی او برفت و جان بداد » . font> font>
شاهزاده نادر میرزا که همان زمان در تبریز بوده مشاهدات خود را در « تاریخ و جفرافیای دارالسلطنه تبریز » چنین آورده است : font> font>
« به تبریز بودم به سال یکهزارو دویست و شصت و پنج از هجرت » روزی با « شاهزاده محمد رحیم میرزا » به عزم شکار « آهو » از شهر خارج شدیم در مراجعت « پاسی از شب گذشته بود که به پردرود رسیدیم ، از فراز پل روشنائی های بسیار از سوی شهر پدیدار شد و هیاهوئی بود . گفتیم شاید جائی آتش افتاده و آن روشنائی از آن است » و آن هیاهو به این سبب است « که به فرو نشاندن آتش گرد آمده اند . عنان سبک کردیم ، فراشی چند از شاهزاده برسیدند . تهنیت گفتند که حضرت صاحب الامر علیه السلام معجزی کرد . شهر و بازار چراغان کرده اند ... به بازار رسیدیم همه دکان ها پر چراغ و بانک صلوات بود و تهنیت ، همی گفتند که تبریز شهر صاحب الامر شد از مالیات و حکم حکام معاف است . پس از این حکم با [ گاو ] بزرگ مقام است . بدان سوی شدیم مسجد و مقام سراسر پر چراغ بود و لولیان [ روسپیان ] بر بام بودند ، کوس همی زدند ، آنجا سجده کردیم و به درگاه شدیم . font> font>
حکمران حشمت الدوله بنشسته بود کجا یارای دم زدن داشت ... مردم از هر سوئی گرد آمدند که جای ارزن [ انداختن ] نبود . آن گاو را آقا میر فتاح [ مجتهد تبریزی ] برده بود ، جلی از بافته کشمیر بر او انداخته ، فوج فوج [ دسته دسته ] همی رفتند و بر سم آن حیوان بوسه همی زدند ، وقیعه [ در این جا معنی مدفوع گاو می دهد ] آن [ گاو ] همی ربودند . بزرگان بدانجا چراغدان ها و پرده ها به نذر همی بردند نا به جائیکه سفیر انگلیس چهل چراغ بلور بفرستاد و بیاویختند . آنجا خدام و فراش ها بگماشتند . font> font> span>
مردم نواحی فوج فوج با چاوش به زیارت همی آمدند . همه روزه معجزه ای دیگر همی گفتند که فلان کور بینا شد و فلان گنگ به زبان آمد و فلان لنگ پای کوفت . برخی از بزرگان بدینکار بیشتر قوت همی دادند تا یک ماه کس را قدرت نبود سخنی در این کند . مردم غوغا هریک هر چه می خواست می کرد و می گفت و به تن آن گاو موی نمانده همه برکنده بودند . یک تن دیدم از بزرگ زادگان تبریز ضعفی در باصره داشت ، یک ماه به غرفه از آن غرف مسجد نشسته بود که شفا یابد تا از قضای ایزدی گاو بمرد و از دیوان اندک تبری کردند [ اما ] مردم غوغا اندکی از آن صولت نیافتادند تا دیر باز همی آمدند . خداوند روزی جمعی بدان جای حوالت فرموده بود که سخت بینوا بودند » . [ تاریخ و جغرافیای دارالسلطنه تبریز ، از شاهزاده نادر میرزا ، چاپ اقبال ، تهران 1323 قمری ، صفحه 109 و 110 ] font> font>
لسان الملک سپهر همین ماجرا را تائید می کند و می نویسد : font> font>
« مردمان از این حدیث شگفت ، بدان گرد آمدند و نقاره و کرنا که از بهر نوبت آن شهر بود بدان مقام حمل دادند [ در قدیم نقاره و کرنا فقط برای حکام و سلاطین می زدند و نشانه ای از قدرت و حکومت و دولت بود ] و روزی چند کرت همی بنواختند وتمامت بازار و حجرات آن شهر را به زینت کردند و چراغدان های بلور افروخته داشتند و بزرگان شهر از بذل دینار و درهم و قربانی گاو و غنم خود داری نکردند و از هر دیه و قصبه و بلدان دور و نزدیک از بهر زیارت آن مقام زن و مرد به انبوه برسیدند . چندان غوغا برخاست که عقلای بلد از ازدحام و اقتحام [ بی اندیشه در امری داخل شدن ] عوام در آن مقام در بیم شدند که مبادا از آن جنبش و شورش فتنه حدیث شود که اصلاح آن نتوان کرد » . font> font>
اخبار گاو مقدس به پایتخت رسید . امیر کبیر صدراعظم ناصرالدین شاه که اصولا با دخالت ملایان و فقها در کار سیاست و مملکت مخالف و حقیقت ماجرا را از مامورین خفیه خود شنیده بود ، بعد از کاوش ها به این نتیجه رسید که این بار دست کنسول دولت انگلیس در کار است و جناب مستر استیونس ، در ماجرای گاو مقدس دخالتی آشکار دارد . در نامه ای به خانم شیل همسر کنسول انگلیس در ایران از دخالت های بیجا و شیطنت آمیز کنسول انگلیس در تبریز گله می کند و می نویسد : font> font>
« بعد از آنکه مردم اجامره و اوباش تبریز به جهت شرارت های خودشان در امور ملکی و اتلاف مالیات دیوانی از برای خود مأمن و بستی قرار گذاشته و خود سری ها کنند عالیجاه مشارالیه [ جرج استیونس کنسول انگلیس ] به جهت تقویت آنها و استحکام خیالاتشان چهل چراغی به مسجد صاحب الزمان فرستاد و بر آنجا وقف کرده زیاد از حد باعث جرأت عوام و اشرار گشته پای جسارت را بیشتر گذارده اند تا از این خیالات عوام خدا داند چه حادثات بروز و ظهور کند ... » . [ امیر کبیر و ایران ، تألیف فریدون آدمیت ، صفحه 428 – 429 . همچنین رجوع کنید به جلد سوم ناسخ التواریخ ، تأالیف لسان الملک سپهر ، خانم شیل در خاطرات خود مفصلا از گاو صاحب الزمان و آشوب تبریز گزارش داده است ] font> font>
میر فتاح مجتهد تبریزی عامل اصلی « فتنه تبریز و غوغای عامه » بود و شورش بظاهر مذهبی ، که در بوسیدن « سم گاو مقدس » بر دیگران پیشی گرفته بود . عوام مردم را واداشت تا در شهرهای آذربایجان بر سر کوچه و بازار از معجزات حضرت گاو داستان ها بسازند و نعره زنند که شهر تبریز مقدس و از مالیات دیوان و حکم معاف است . حتی چهره گاو را نقاشان زبر دست ترسیم کردند و به زائرین بقعه مبارکه فروختند و مردم نادان در خانه های خود شمایل گاو صاحب الزمان را آویختند . متولیان حضرت گاو از سر نادانی به جای کاه و یونجه به او نقل و نبات دادند و بعد از چندی گاو مقدس بیمار و بمرد . مردم با حزن و اندوه فراوان در حالیکه بر سینه خود می کوفتند تشییع جنازه مفصلی از آن « بزرگ مقام » کردند و در مکانی به خاک سپردند که هنوز به آرامگاه گاو صاحب الزمان برای اهل منبر معروف است . font> font>
آیا شباهتی میان چاه صاحب الزمان در مسجد جمکران و گاو صاحب الزمان در مسجد صاحب الزمان در تبریز دیده نمی شود ... ؟ font> font>
font>
پایان
متأسفانه در دوران پهلوی،به پیروی از افکار ملی گرایانه افراطی و شوونیستی بیش از نیم قرن در این باب سیاست جبر و تحمیل اعمال شد و از چاپ و انتشار هر گونه کتاب تورکی جلوگیری به عمل آمد و زبان فارسی هم بصورت زبان انحصاری دولتی و تحمیلی در آمد!در نتیجه این سو ء تدبیر و انحصار طلبی و سیاست زور گویی،زبانهای غیر فارسی مردم ایران،بویژه تورکی رسما" ممنوع شد.البته اینگونه رویه و اعمال غیر انسانی و ضد مردمی بدون واکنش نماند و در مردمی که زبانشان ممنوع اعلام شده بود عکس العمل هایی نا مطبوع و گاهی کینه و نفرت برانگیخت و خواه و نا خواه از شیرینی لهجه فارسی هم در مذاق آنها کاسته شد!؟
بعد از سقوط رژیم پهلوی و رفع ممنوعیت دولتی در مدت کوتاهی کتاب و مجله و روزنامه به زبان تورکی چاپ و منتشر شد و دیوانهای شعرای تورکی گو قدیم و جدید تجدید چاپ گردید و زبان تورکی مجددا" ولو بطور نسبی فرصت و میدان هنرنمایی یافت.
در حال حاضر 25 لهجه یا زبان تورکی در مناطق مختلف شوروی سابق،ترکستان شرقی(چین)،ترکیه و بالکان زبان رسمی مردم است و در حدود20 لهجه یا زبان تورکی دارای کتابت و ادبیات کتبی است.
ادبیات شفاهی تورک ها بسیار غنی است و در هر منطقه ضمن ویژگی های عمومی و قدیمی خصوصیات محلی را نیز در بردارد.ادبیات شفاهی تورک زبانان ایران شاید غنی ترین و یا یکی از غنی ترین آنها در نوع خود میباشد.
کتاب ده ده قورقود که داستانهای اقوام اوغوز را بازگو میکند،یکی از قدیمی ترین آثار ادبیات شفاهی است و بطوریکه اغلب دانشمندان معتقدند،همچنانکه از متن کتاب هم بر می آید مهمترین وقایع تاریخی این داستانها در آذربایجان و در قسمت شرقی آناطولی رخ داده و در آن از قهرمانی ها و ویژگی های قومی و قبیله ای مردم این سرزمین سخن رفته است.
طبق آمارهای اخیر در دنیا شش هزار زبان موجود است که نیمی از آنها کمتر از ده هزار و یک چهارم آنها کمتر از یک هزار گویشور دارند و تنها 20 زبان هستند که صدها میلیون نفر بدانها سخن می گویند.زبان شناسان معتقدند که یک زبان به شرطی می تواند زنده بماند که حداقل یک صد هزار نفر گویشور داشته باشد بنابراین بیش از نیمی از زبانهای حاضر در حال نابودی هستند.
اینترنت،حکومتهای ملی در گزینش و تحکیم زبانهای ملی و تضعیف دیگر زبانها نقش مهمی دارند. پیشرفت علمی و صنعتی شدن و روشهای ارتباطی نوین نیز به نابودی زبانها کمک می کند.زبانی که در اینترنت نباشد زبانی است که در دنیای نوین "دیگر وجود ندارد"،این زبان مورد استفاده قرار نمی گیرد و در تجارت هم بکار نمی رود.
در حال حاضر هر سال ده زبان از بین می رود،افق آینده نیز تیره تر به نظر میرسد.برخی چنین پیش بینی کرده اند که 50 تا 90 درصد زبانهای فعلی در این قرن از بین می روند و بدین سبب حفظ آنها امری ضروری به شمار میرود.
مسئله زبان در قرن21 ام دو سئوال را مطرح میسازد.از یکسو زبانهای ملی یا پر گویشور چگونه در برابر پیشتازی زبان انگلیسی مقابله کنند؟از سوی دیگر،زبانهای فرعی یا محلی چگونه می توانند از خطر نابودی نجات یابند و در جهت توسعه پیش بروند؟
برای حمایت از زبانهای محلی و جلوگیری از نابودی آنها در 10-12 سال اخیر مقامات بین المللی تصمیماتی اتخاذ و قطعنامه هایی صادر کرده اند . از جمله:
در18 دسامبر 1992 مجمع عمومی سازمان ملل متحد بیانه مربوط به حقوق اشخاص متعلق به اقلیت های قومی یا ملی،مذهبی و زبانی را به تصویب رساند.این بیانیه کشورها را موظف کرد تا از موجودیت و هویت اقلیتها در داخل مرزهایشان حمایت کنند.از میان حقوق پیش بینی شده برای اشخاص متعلق به اقلیتها عبارتند از:حقوق برخورداری از فرهنگ خاص خودشان / حق استفاده از زبانشان / اجازه شرکت مؤثر در فعالیت های فرهنگی،مذهبی،اجتماعی،اقتصادی و زندگی عمومی و نیز در تصمیم گیریهای مربوط به اقلیتی که به آن متعلق هستند./ اجازه تاسیس و اداره موسسات مربوط به خودشان،حق ایجاد ارتباط صلح جویانه و خالی از تبعیض با اعضای گروه خودشان یا دیگر اتباع کشورهای دیگری که با آنها پیوندهای مشترک قومی ، مذهبی و زبانی دارند.این نخستین سند قابل قبول جهانی و جامع مربوط به حقوق اشخاص وابسته به اقلیتهاست و از همین رو بر نحوه اجرا و تصویب قوانین ملی کشورها تأثیر خواهد گذاشت.
شباهت و خویشاوندی زبانها از دو نظر بررسی میشود:
1-منشأ زبانها
2-ساختمان و شکل خارجی زبانها(موروفولوژی)
زبان تورکی از نظر منشأ جزو زبانهای اورال-آلتای و یا به بیان صحیحتر،از گروه زبان های آلتائی است.
زبانهای اورال-آلتای به مجموعه زبانهایی گفته میشود که مردمان متکلم به آن زبانها از منطقه بین کوه های اورال-آلتای(در شمال ترکستان)برخاسته و هر گروه در زمانهای مختلف به نقاط مختلف مهاجرت نموده اند.
این گروه زبانها شامل زبانهای فنلاند،مجارستان(اورالیک)و زبانهای تورکی،مغولی،منچو و تونقوز(زبانهای آلتائیک)میباشد.
از نظر ساختمان و موروفولوژی زبانها به سه دسته تقسیم میشوند:
1-زبانهای تک هجائی ویاتجریدی :مانند زبان چین جنوب شرقی آسیا.در این زبانها کلمات صرف نمی شوند و پسوند و پیشوند نمی گیرند و تغییر نمی کنند.گرامر منحصر به نحو و ترکیب و ترتیب کلمات است که معانی کلمات را تغییر میدهد.در این زبانها آکان یا استرس(تاکید یا وورغو)،تن صدا و انتو ناسیون یا آهنگ ادای کلمات و جمله بسیار مهم است و معنا را مشخص میکند.در زبان چین تعداد کمی از واژه ها تک هجایی هستند.
2-زبانهای تحلیلی یا صرفی : در این زبانها ریشه کلمات هم ضمن صرف تغییر می نماید مانند:گفتن - می گویم. زبانهای هند و اروپائی و از آن جمله زبان فارسی جزو این گروه می باشند.
3-زبانهای التصاقی یا پسوندی : در این زبانها کلمات جدید و صرف افعال از چسبانیدن پسوندهای مخصوص به ریشه کلمات ایجاد میشود و این مسئله سبب پیدایش لغات جدید و غنای لغوی می گردد.در این زبانها ریشه ثابت و در موقع صرف تغییر نمی یابد.پسوندها تابه آهنگ ریشه بوده و به آسانی از آنها قابل تشخیص اند. زبان تورکی و گروه زبانهای اورال-آلتائی جزو این دسته می باشند.
در زبانهای هند و اروپائی از جمله فارسی پیشوندهای جر(ادات)یا حروف اضافه وجود دارد. در صورتی که در تورکی پیشوند وجود ندارد. مثلا در برابر کلمه ی انترناسیونال (فرانسه)و بین الملل(عربی)،در تورکی میلّتلر آراسی و یا اولوسلار آراسی گفته میشود.یعنی به جای پیشوند ، پسوند بکار میرود،چون در تورکی کلمات از آخر تکامل و توسعه پیدا می کنند.
در زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی(مبتدا و خبر)در بتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط یه شکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند ساختمان جمله ناقص نمی شود . ولی در تورکی ترتیب عناصر کاملا بر عکس است . یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود،عنصر اصلی، یا فعل هم در آخر قرار می گیرد. مثال در فارسی = من به شیراز رفتم تا دوستم را ببینم که اخیرا از فرانسه آمده و در آنجا شش سال طب خوانده است.
حال همین مثال در تورکی = آلتی ایل صب اوخویاندان سونرا فرانسادان یئنی قاییدان دوستومو گؤرومک اوچون شیرازا گئتدیم.
جی،ال،لویس در دستور خود اجزای جمله تورکی را به ترتیب زیر می شمارد:
1-فاعل2-قید زمان 3- قید مکان 4-مفعول غیر صریح5-مفعول صریح6-قید و هر کلمه ای که معنی فعل را تغییر دهد7-فعل.
هر چیز معین بر غیر معین مقدم است،یعنی اگر مفعول صریح معین باشد بر مغعول غیر صریح غیر معین مقدم میشود.مثال جمله مرتب تورکی چنین است:
نقاش گئچن گون موزده گلن لره تابلولارینی اوزو گؤستردی یعنی نقاش روز گذشته در موزه تابلوهای خود را به تماشاچیان خودش نشان داد.
بعلاوه هر عنصری از جمله که به آن بیشتر اهمیت داده شود نزدیک فعل قرار می گیرد.
در صورتی که جمله با فعل ختم نشود جمله معکوس گفته میشود که در محاوره ،شعر و سبکهای خاص به کار میرود.
هماهنگی اصوات:یکی از بارزترین ویژگی های تورکی هماهنگی اصوات است.اصوات یا آواها در زبان به عنوان عناصر بسیط تشکیل دهنده کلمات دارای نقش اساسی هستند در زبان تورکی بین اصوات مختلف ریشه وپسوند هماهنگی موجود است.
هماهنگی اصوات سبب میشود که کلمات تورکی دارای آهنگ خاص بوده و تلفظ صحیح آنها اثر مطبوعی در شنونده ایجاد نماید.
حروف یا صداهای رایج تورکی 32 عددند که از آنها 9صائت و بقیه صامت هستند.
در تورکی بر خلاف فارسی و عربی صدادارها کوتاه اند و به همین علت شعرای تورکی گو در شعر عروضی به اجبار از کلمات فارسی یا عربی استفاده کرده و یا بعضی اوقات صداها را کشیده تلفظ می کنند.وزن عروضی بر خلاف وزن هجایی برای شعر تورکی مناسب نبوده و در شعر معاصر جای سابق خود را از دست داده است.شعر تورکی قبل از پذیرفتن اسلام با وزن هجایی سروده شده و "قوشوق" یا "قوشقی" نامیده میشد.بعد از آنکه بر اثر مهاجرتها تورکان به اعراب و فارسی زبانان نزدیک شدند وزن عروضی آن را از آن اقتباس و به مرور وزن کلاسیک شعر تورکی قرار دادند.با وجود این شعرای خلقی (اوزانها و عاشیقها) اشعار خود(بایاتی ، قوشما و...)را با وزن هجائی سروده اند.
در بررسی مقایسه ای زبانها از چهار نقطه نظر تحقیق میشود:
1-از نظر جمله بندی یا نحو
2-از نظر مورفولوژی یا شکل خارجی و پسوندها
3-از نظر آوائی یا فونتیک(صداها)
اینک درباره لغات و مخصوصا" افعال تورکی در مقایسه با لغات و افعال فارسی توضیحاتی داده میشود.
در این باب امیر علیشیر نوائی در حدود 500سال قبل در کتاب محاکمة اللغتین بحث قابل توجهی نموده و بعنوان مثال یکصد لغت تورکی را که معادل آنها در فارسی نیست مطرح نموده است ،همچنین تعداد زیادی از افعال تورکی را که فارسی ندارد برشمرده است.
نوائی می گوید معادل این کلمات که صد تای آن بعنوان نمونه ذکر شد در فارسی وجود ندارد،بنابراین اگر بخواهیم معانی این کلمات را به فارسی زبانها بفهمانیم ناچار باید به کمک جمله هایی با کمک گرفتن از کلمات عربی متوسل شویم.
لغاتی را که نوائی در کتاب خود بعنوان مثال بکار برده کلمات تورکی جغتائی است و اغلب برای تورک زبانان ایران نا آشناست از اینجهت در این رساله به جای آنها لغات مشابه تورکی آذربایجانی بکار برده شده است.
در این رساله در حدود 1700 کلمه تورکی آذربایجانی درج شده که در فارسی کلمه مستقلی برای آنها بکار نمی رود. ضمنا" بعنوان نمونه در حدود 350 کلمه تورکی نقل شده که عینا" در فارسی بکار میرود مانند:آقا،خانم،سراغ،اوغور،قاب،قاشق،قابلمه،دولمه،بیرق،سنجاق و امثال آنها.
در مقایسه دیکسیونرهای تورکی آذربایجانی تورکی ترکیه مشاهده میشود لغاتی که معادلشان در فارسی موجود نیست در دو لهجه تورکی یکی نبوده و در بیش از 30%لغات با هم متفاوتند.از طرفی از هر ریشه لغتی 1- 4 کلمه ذکر شده،در صورتیکه در تورکی از یک ریشه تعداد زیادی کلمات ساخته میشود و هر کدام معنی بخصوصی دارند.ضمنا" باید خلطر نشان نمود که در حال حاضر 28 زبان یا لهجه مستقل تورکی وجود دارد که 20 لهجه آن دارای کتابت و ادبیات میباشند و هر کدام دارای لغات مترادف بیش از یک هزار لغت تورکی آذربایجانی می باشند.با این ترتیب معلوم میشود که هزاران کلمه در تورکی موجود است که معادل آنها در زبان فارسی موجود نیست.
در زبان تورکی کلماتی با اختلاف جزئی(نوآنس)در معانی موجود است که در فارسی نیست.مثلا"برای انواع دردها کلمات:
آغری/ آجی/ سیزی/ یانقی/ زوققو/ سانجی/ گؤینه مک/ گیزیلده مک اینجمک، بکار می رود که هر کدام درد بخصوص را بیان می کنند.
آغری معادل درد فارسی است(درد عضوی).
سانجی به درد کولیک احشاء تو خالی گفته میشود مانند قولنج روده،
آجی به درد پرووکه گفته میشود مانند درد در موقع کشیدن دندان.
سیزی به درد خفیف سوزش دار گفته میشود.
یانغی معادل سوزش میباشد.
زوققو درد همراه ضربان است مانند درد آبسه ودرد عقربک انگشتان و امثال آنها.
گؤینه مک شبیه سوختن است و در دقایق اول سوختگی دیده میشود.
اینجیمک دردر موقع پیچ خوردگی مفاصل و یا درد حاصل از ضربه و سقوط میباشد.
گیزیلده مک درد شبیه گزگز کردن دردناک می باشد.
در فارسی برای تمام حالات فوق لغت درد و یا سوزش بکار می رود.
در تورکی به گریه کردن آغلاماق گفته میشود.ولی این کلمه مترادفهای زیادی دارد که هر کدام حالات مختلف گریه را بیان می کند.مثلا":
آغلامیسماق یعنی بغض کردن و به حالت گریه افتادن بدون اشک ریختن.
بؤزمک به معنی حالت گریه گرفتن کودک.
دولوخسونماق به معنی حالت گریه به خود گرفتن و متأثر شدن بزرگسال و پر شدن چشم از اشک میباشد.
آغلاشماق به معنی گریه دسته جمعی و تعزیه بکار میرود.
هؤنکورمک با صدای بلند گریه کردن و هؤککولده مک گریه با هق هق میباشد.
بوزلاماق با صدای بلند گریه کردن و از سرما لرزیدن میباشد.
ایچین چالماق به معنی از فرط گریه کردن گریه بدون اشک و یا هق هق نمودن است .
کؤیرلمک به معنی حالت گریه دست دادن است.
در تورکی جغتائی اینگره مک و سینگره مک به معنی یواش یواش بطور مخفی گریه کردن و سیقتاماق به معنی زیاد گریه کردن و اؤکورمک به معنی با صدای بلند گریه کردن میباشد.همچنین ییغلاماق به معنی گریه کردن و اینجگیرمک به معنی با صدای نازک گریه کردن است.
در تورکی اوُسانماق به بیزار شدن و به تنگ آمدن می گویند.بیقماق،بئزیکمک،بئزمک و چییریمک هم با اختلاف جزئی همان معنی را میدهد مثلا":چییریمک بیشتر بمعنی زده شدن میباشد.
ترپشمک به معنی تکان خوردن
و ترپتمک به معنی تکان دادن است
ولی چالخالاماق به معنی تکان دادن به منظور سوا کردن(مثلا سوا کردن کره از ماست)،
قاتیشدیرماق به معنی مخلوط کردن
و قاریشدیرماق به معنی به هم زدن با قاشق و غیره .. میباشد.
ییرقالاماق به معنی تکان دادن و جنباندن
و سیلکه له مک به معنی تکان دادن درخت و یا لباس و فرش و امثال آن میبا شد.
در فارسی برای هیچکدام از این تعبیرات لغات مستقل به خصوصی وجود ندارد.
ایمرنمک،قیمسانماق که با اختلاف جزئی به معنی آرزو کردن و هوس کردن و نیسگیل به معنی آرزوی براورده نشده و حسرت میباشد،هیچکدام معادل مستقلی ندارند.
برای دعوا کردن کلمات متعددی بکار می رود که هر کدام شکل و حالت ویژه ای را از دعوا بیان می کنند مانند:
دؤیوشمک:همدیگر را کتک زدن
ووُروشماق:همدیگر را زدن
ساواشماق:با یکدیگر دعوا و جنگ کردن و گلاویز شدن
دیدیشمک:دعوا همراه چنگ زدن همدیگر
چارپیشماق:دعوا و برخورد به یکدیگر،تصادم
دالاشماق:با هم دعوای لفظی کردن
دارتیشماق:با هم مشاجره کردن
چاخناشماق:با هم سر شاخ شدن
تؤتوشماق:دعوا با گرقتن همدیگر
بؤغوشماق:دعوا همراه یقه ی همدیگر را گرفتن و خفه کردن
تیپشمک و تیپکلشمک:دعوا همراه لگد انداختن به هم
خیرتدکلشمک یا فیرتیلاقلاشماق:دعوا همراه گلوی همدیگر را گرفتن
سؤیوشمک:همدیگر را دشنام دادن
دیرشمک:دعوا کردن،رو در روی هم ایستادن
بؤغازلاشماق:گلوی همدیگر را گرفتن،رو در روی هم قرار گرفتن،دعوا کردن
چیرپیشماق:زدوخورد
دُروشماق:مناقشه،مجادله،رو در رو شدن
سؤپورلشمک:گلاویز شدن،در هم آویختن
همچنین برای اینکه بگوئید فلانی از در وارد شد ، بسته به شخصیت فلانی و نحوه ی ورود و مناسب گوینده با وی کلمات زیر بکار میرود:
قاپی دان گلدی(از در آمد،بطور متعارف)
قاپی دان ایچری بویوردولار(از در تشریف فرما شدند)
قاپیدان گیردی(از در وارد شد،بطور خودمانی)
قاپی دان گئچدی(از در گذشت)
قاپی دان سؤخولدو(از در خودش را چپاند)
قاپی دان تپیلدی(از در خودش را به زور تو کرد)
قاپی دان دوروتولدو(از در یواشکی تو آمد)
قاپی دان سؤروشدو(از در سر خود آمد تو،بمعنی مجازی)
در تورکی به مرغابی «اؤردک» گفته میشود ولی برای انواع آنها اسامی مختلف بکار میرود.مثلا" به اردک ماده«بورچین» و به اردک نر«سونا» و همچنین «یاشیل باش» گفته میشود
در تورکی برای اسب و اغلب حیوانات اهلی در هر سنی نام مخصوص وجود دارد.مثلا"«قولون»برای اسب نوزاد،«دای» به اسب دوساله و «یولان»به اسب پنج ساله گفته میشود
برای صداهای حیوانات مختلف و عناصر طبیعت لغات ویژه ای بکار میروند مانند:
سو شیریلتیسی:صدای شرشر آب
یارپاق خیشیلتیسی:صدای خش خش برگ
اوت پیچیلدیسی:صدای افتادت باد در سبزه
گؤی گورولتوسو:صدای غرش آسمان
قافلان نریلتیسی:صدای غرش پلنگ
قوش جیویلتیسی:صدای جیک جیک مرغ
اینکلرین بؤیورمه سی:صدای گاوها
شلاله نین چاغلاماسی:صدای ریزش آبشار
همچنین در برابر کلمه«کندن»فارسی شش کلمه تورکی موجود است که هر کدام در محل و مورد خاصی بکار می رود:
قازماق: بمعنی کندن زمین و امثال آن
یولماق:بمعنی کندن مو و کندن از ریشه
سویماق:بمعنی کندن پوست و رازهزنی
اویماق:بمعنی کندن چوب و امثال آن برای منبت کاری و در آوردن چشم بکار میرود.
قوپارماق: برای کندن جزئی از چیزی
قیرتماق:برای کندن و برداشتن جزئی از چیزی و نشگون گرفتن است.
بطوریکه مشاهده میشود در فارسی به جای کلمات مستقل تقلید صداها بطور مکرر بکار میرود.
در تورکی لغات مشابه(اومونیم)یا لغاتی همانند با معانی مختلف بسیار است که در شعر و ادبیات برای جناس و ایهام بکار میرود مانند:آت بمعنی اسب و آت بمعنی بیانداز.
زبان تورکی از نظر لغات برای مفاهیم مجرد بسیار غنی است.افعال تورکی بطوری که خواهیم دید از نظر نوع،وجه و زمان بسیار متنوع میباشد.در نتیجه زبان تورکی برای بیان اندیشه بطور دقیق بسیار مناسب و رساست.
نا گفته نماند با آنکه لغت باعث غنای زبان است ولی غنای زبان بیشتر تابع تحرک و قابلیت لغت سازی،افاده و بیان مفاهیم جدید وغنای مفاهیم مجرد همچنین تنوع بیان قدرت بیان تفرعات و تفاوتهای جزئی(نوآنس)کلام است.
با در نظر گرفتن مراتب فوق، نوائی و بسیاری از شرقشناسان معتقدند که نثر زبان تورکی برای بیان اندیشه و مفاهیم و موضوعات مختلف علمی،فلسفی،اجتماعی و ... رساتر و مناسبتر از زبانهای دیگر است.
مفاهیم و اندیشه هایی را که می توان در تورکی با یک جمله بیان نمود،جملات و شرح مفصلی را در آن زبان ایجاب می نماید.
در زبان یا همان لهجه فارسی واژه های بسیط سخت گرفتار کمبود است زیرا بیشتر آنها به مرور زمانها رها گشته و از یاد رفته است واژگان زبان فارسی برای مفاهیم علمی مجهز نیست، و مترجمان ایرانی بیش از همه این درد جانکاه را احساس می کنند و از این، عذاب می برند.گاه میشود که انسان یک ساعت ،یک روز و حتی یک هفته تمام درباره بهمان تعبیر زبان خارجی می اندیشد،مغز و اعصاب خود را می فرساید و از هم می گسلد و سر انجام نیز راه به جائی نمی بردو خوانندگان هم همواره از مترجمان و ترجمه های فارسی ناخشنودی می نمایند.
افعال:افعال کار ،حرکت و حالت را بیان می کند و عنصر اصلی جمله محسوب میشوند،بطوریکه بدون فعل ،جمله نا تمام و معنی آن نا مفهوم خواهد بود.
زبانهای اورال-آلتائی عموما" و زبان و زبانهای تورکی خصوصا" از نظر افعال غنی هستند بعلاوه دارای انواع،وجوه و زمانهای متعدد و متنوع اند بطوریکه ممکن است مفاهیم و مطالبی را با یک فعل بیان نمود در حالیکه برای بیان همان مفهوم و مطلب در زبانهای دیگر نیاز به جملات مشروح و مفصل می باشد مثلا":اوسانمیشام یعنی من از او به تنگ آمده و بیزار شده ام،خوسانلاشدیق یعنی ما با هم بطور خصوصی درد و دل کردیم،قوجاقلاشدیلار یعنی همدیگر را در آغوش گرفتند و آغلاشدیلار یعنی با همدیگر گریه کردند،گئچیندیریر یعنی اعاشه را تامین می کند و ...
افعال تورکی همه با قاعده اند جز فعل ناقص فراموش شده ی ایمک به معنی بودن که بجای فعل معین بکار میرود.
در خاتمه این مقاله به جا خواهد بود اگر نگاهی مقایسه آمیز هر چند گذرا به چند و چون اصطلاحات و تعبیرات فعلی در زبانهای فارسی و تورکی بیاندازیم.اصطلاحات و تعبیرات فعلی که از آن در اصطلاح لغت شناسی به ترکیبات ثابت فعلی زیان نیز نام برده میشود.یکی از جالبترین و پرمایه ترین شقوق لغوی و ترکیبی زبان در ارائه معانی مجازی و تشبیهی است.
زبان فارسی که در عین حال یکی از زبانهای ترکیبی است و کلمات آن انعطاف زیادی برای تشکیل اصطلاحات و تعبیرات فعلی دارد و از وسعت و شمول زبان تورکی در ایجاد و کاربرد این نوع ترکیبات برخوردار نیست. در زبان تورکی تنها در رابطه با اعضای بدن انسانی از نوع :
باش(سر)،گؤز(چشم)،آغیز(دهان)،آیاق(پا) و امثال آن صدها اصطلاح و تعبیر وجود دارد اینک برای اینکه در این باب نموداری به دست داده باشیم به نقل تعدادی از اصطلاحات وتعبیرات فعلی رایج در زبان تورکی که از یادداشتهای آقای م.ع.فرزانه اقتباس شده در رابطه با کلمه دیل(زبان)بسنده می کنیم:
1-دیل - آغیز ائله مک(دلداری دادن،با لحن ملایم خواستار پوزش شدن،رفع رنجش و کدورت کردن.)
2-دیل آچماق:زبان باز کردن(طفل)،درد خود را باز گفتن،التماس کردن و خواهش کردن
3-دیل بوغازا سالماق:وراجی کردن،پشت سر هم و بدون وقفه حرف زدن.
4-دیل اؤیرتمک:چیزهای ندانسته را یاد دادن،حرف یاد(یکی)دادن،راه و چاه نشان دادن.
5-دیل تاپماق:تفاهم پیدا کردن،جلب رضایت و اعتماد کردن،زبان مشترک یافتن
6-دیل تؤکمک:خواهش و تمنا کردن،اصرار ورزیدن
7-دیل چیخارماق:استهزا کردن،ادای یکی را در آوردن
8-دیل وئرمک:راضی شدن،قبول دادن*دیل وئرمه مک:امکان حرف زدن به دیگری را ندادن
9-دیلده توک بیتمک: از تکرار و بازگویی یک مطلب خسته شدن
10-دیلدن دوشمک:خسته شدن،از پا درآمدن
11-دیلدن سالماق: خسته و درمانده کردن،از پا انداختن
12-دیلدن دوشمه مک:ورد زبان بودن،از یاد نرفتن،فراموش نشدن
13-دیله گتیرمک:یکی را به حرف وا داشتن،کاری را که در حق کسی انجام شده را به زبان راندن
14-دیله توتماق:با حرفهای شیرین یکی را رام کردن،بچه در حال گریه را با زبان ساکت کردن
15-دیله گتیرمه مک:یارای گفتن حرفی را نداشتن،حرفی را که گفتن آن ممکن است نگفتن
16-دیلی آغزینا سیغماماق:خود ستائی کردن،حرفهای گنده گنده گفتن
17-دیلی باتماق:نطقش خاموش شدن
18-دیله گلمک: زبان و شکوه و شکایت گشودن،به ناله و فغان آمدن
19-دیلی قیسا اولماق:به خاطر داشتن قصور،جرأت حرف زدن نداشتن
20-دیلی دولاشماق:حرفها را اشتباه گفتن،در نتیجه اشتباه و یا دستپاچگی حرفها را قاطی کردن
21-دیلی دؤنمه مک:قادر به تلقظ و ادای صحیح حرف نبودن
22-دیلی توتولماق:توان و یارایی گفتن را از دست دادن،به هنگام سخن گفتن لکنت پیدا کردن
23-دیلینه وورماماق:از چشیدن چیزی امتناع کردن
24-دیلیندن دوشمه مک:مرتبا" تکرار کردن،بطور مدام بر زبان داندن
25-دیلیندن قاچیرماق:بی هوا و بی حساب از دهانش در رفتن
26-دیلینی باغلاماق:وادار سکوت کردن
27-دیلینه باغلاماق:به گردنش گذاشتن،حرف بر زبان کسی گذاردن
28-دیلینی بیلمک(باشا دوشمک):از حال و مقالش با خبر شدن،راز دلش را حالی شدن
29-دیلینی قارنینا(دینمز یئرینه)قویماق:از زیاده گویی خودداری کردن،زبان در حلق فرو بردن
30-دیلینی دیشله مک:حرف را نا تمام گذاشتن،در وسط حرف تأمل کردن
31-دیلینی کسمک:به سکوت وا داشتن،جلو حرف یکی را به زور گرفتن
32-دیلینی ساخلاماق:از گفتن چیز خاصی خودداری کردن،سکوت را ترجیح دادن
33-دیلینی ساخلاماماق:در گفتن بی پروائی نشان دادن،حرف زیادی و بی موقع زدن
34-دیللر ازبری اولماق:به دلیل خوشنامی و به زبانها افتادن،ذکر خیر داشتن
35-دیللرده گزمک(دولاشماق):همچون امثال در زبانها گشتن.
36-دیللره دوشمک:ورد زبان خاص و عام شدن،سر زبانها افتادن،شایع شدن.
نتیجه:
زبان تورکی یکی از با قاعده ترین زبانهاست و از نظر لغات،مخصوصا" افعال بسیار غنی است.وجود قانون هم آهنگی اصوات،کلمات تورکی را موزون و آهنگدار نموده و به آنها نظم و ترتیب خاص داده است.در تورکی علاوه بر اسامی ذات لغات زیادی برای مفاهیم مجرد وجود دارد.بعلاوه لغات مترادفی با اختلاف جزئی در معنی موجود است که میدان قلمفرسائی را وسیعتر و قلم نویسنده را تیزتر و دقیقتر میسازد.
افعال تورکی به قدری وسیع و متنوع اند که در کمتر زبانی نظیر آنها را میتوان یافت.گاهی با یک فعل تورکی اندیشه و مفهومی را میتوان بیان نمود که در زبان فارسی و زبانهای دیگر نیاز به جمله و یا جملاتی پیدا می کند.از طرفی وجود پسوندهای سازنده سبب شده که قابلیت لغت سازی برای بیان مفاهیم مختلف و تعبیرات فعلی بسیار زیاد است.
نحو و ترکیب کلام در تورکی با زبانهای هند و اروپائی متفاوت است. در تورکی عنصر اصلی جمله یعنی فعل اصلی در آخر جمله قرار دارد. زبانهای هند و اروپائی عنصر اصلی جمله در ابتدا قرار می گیرد و عناصر بعدی با ادات ربط بشکل حلقه های زنجیر به یکدیگر مربوط میشوند و اگر عناصر بعدی قطع شوند سازمان جمله ناقص میشود، ولی در تورکی ترتیب عناصر جمله کاملا" بر عکس است یعنی ابتدا باید عناصر ثانوی و فرعی تنظیم و گفته شود و قسمت اصلی در آخر قرار گیرد و از همینجاست که هر نویسنده و یا گوینده تورک زبان نمایان میشود
خلاصه شده از رساله مقایسة اللغتین
تالیف دکتر جواد هیئت
سامی یوسف فرزند بابک رادمنش!
مجید رئوفی- این كه چرا «سامی یوسف» بر اصلیت ایرانی خود اصرار ندارد، بیشتر به این جهت است كه او قصد دارد ستاره موسیقی مذهبی جهان اسلام باشد. سامی متولد تهران است، نسب آذری دارد و عربی میخواند، كه معجونی تمام عیار برای محبوبیت او در كشورهای شیعه و سنی است. در ادامه، اطلاعات بیشتری درباره این خواننده می خوانید.
سامی
«هیجان زدهام، انتظار چنین خوشامدگویی عظیمی را نداشتم. من 26 سالهام و این اولین دیدارم از آذربایجان است. دو پدربزرگ من اهل باكو هستند. آن ها به تبریز مهاجرت كردند و البته من در سال 1980 در تهران متولد شدم. بعد اما به انگلستان مهاجرت كردیم و من آنجا بزرگ شدم...»
این چند جمله، بخشی از حرفهای سامی یوسف ستاره این روزهای موسیقی اسلامی در جمع خبرنگاران باكویی است. این چندمین بار است كه سامی یوسف درباره تولدش در تهران صحبت میكند. از همان زمان كه آلبوم اولش را منتشر كرد، درباره پارسی بودنش صحبت كرده بود، اما هر چه جلوتر رفت سعی كرد آذری بودنش را پررنگتر كرده و كمتر درباره ایرانی بودنش صحبت كند. اما این بار و در میان خود آذریها اعلام كرد كه ایرانی است و متولد تهران. مسالهای كه در سایتها و رسانههای آذربایجان به شدت مورد توجه قرار گرفت. او در ادامه تور جهانیاش كه به منظور ایجاد جو همدلی میان مسلمانان جهان انجام شد، پس از برگزاری كنسرتهایی در آمریكا، آلمان، بریتانیا، مصر، سودان، كویت، عربستان، فرانسه، آلمان، هلند و... به آذربایجان رفته بود تا در استادیوم حیدر علی اف برای هواداران پرتعدادش بخواند.
شناسنامه
نام سامی یوسف در واقع «سیامك رادمنش» است كه ممكن است اسم آشنایی باشد. سامی یوسف بارها در مصاحبه و بیوگرافیهای مختلف از پدرش گفته كه یك موزیسین و شاعر مشهور است، اما اصلا به نام او اشاره نكرد و البته در گفتوگو با رسانههای مصری در مقابل سوالات خبرنگاران مقاومت كرده و چیزی از پدرش نگفته: «خواهش میكنم درباره پدرم نپرسید.»
پدر سیامك رادمنش، آهنگساز، ترانهسرا و موزیسین مشهور ایرانی مقیم انگلستان است؛ «بابك رادمنش» كه بارها نامش را شنیدهایم و آهنگهایش را گوش كردهایم. بابك رادمنش، بیش از همه با آلبومی به نام «پیروزی» میان جوانان مطرح شد. او، آلبومی با این نام با صدای «امید» خواننده ساكن آمریكا تهیه و تولید كرد و آهنگها و تنظیمهای جدیدی را وارد موسیقی پاپ خارج از كشور كرد؛ تنظیمهایی به سبك تنظیمهای مدرن تركی كه بین جوانان ایرانی هم حسابی جایش را باز كرد. او به جای گفتن شعر بر روی ملودی آهنگهای تركی و عربی- كاری كه میان خوانندگان آنور آب كاملا طبیعی شده است- از تنوع تنظیمات و سازبندی آن ها استفاده كرد و موفق شد سبك جدیدی را وارد بازار كوچك موسیقی پاپ ایرانی خارج از كشور كند. پس از امید، خوانندگان دیگری همچون «رضا معین» و «جمشید» خواننده كرد، با این سبك و با كمك بابك رادمنش آثاری را تهیه كردند.
بابك رادمنش علاوه بر آن كه ملودی میساخت و تنظیم میكرد، شعر و ترانههایی را هم برای خوانندگان مختلف میگفت و ترانههایی كه بیشتر در آن ها از تمهای مذهبی، عرفانی و عشق به وطن استفاده میكرد. ترانههایی مثل «وطن» با صدای خواننده جوان «پویا» با این مطلع: «وطن، وطن زمزمه هر روز و هر شب من/ نام وطن، قشنگترین اسم روی لب من»
یا «ترك غربت» با صدای جمشید، با احساسات وطن دوستانه. ترانههای «مهتاب عشق» و «خاكی» با مایههای عرفانی و ترانه «گل مولا» با صدای «جهان» درباره عشق به حضرت علی (ع). ترانه «مناجات» - سامی یوسف هم ترانهای با نام مناجات دارد- هم به زودی منتشر خواهد شد تا دغدغههای مذهبی بابك رادمنش را بیش از پیش نمایش دهد.
در تمام این سالهای حضور رادمنش در خارج از كشور، او اصلا به لسآنجلس نرفت و در مقابل تمام دعوتها و پیشنهادات مقاومت كرد. دلیلش را هم تحصیل دو فرزندنش در رشته موسیقی در رویال آكادمی لندن عنوان میكرد. دو فرزند او یكی سیامك و دیگری بابك- او بعدا نامش را «بارون» گذاشت و با این نام به فعالیتهای هنری پرداخت - هر دو جزو همكاران پدر در بدو كار بودند. تنظیمات ترنس سیامك بر روی ترانههایی همچون «فاصله» با این مطلع: «چینی نازك دلامون/ از غم فاصله شكسته» كه به دو زبان انگلیسی و فارسی خوانده میشد، جزو اولین تنظیمهای موسیقی ترنس فارسی بودند. آن هم در سن 20 سالگی.
اما بارون همكاری با پدر را ادامه داد و تمام تنظیمهای جدید آثار بابك رادمنش را او انجام میدهد. سیامك اما به سمت موسیقی اسلامی رفت و چهار سال پیش اولین آلبومش به نام «المعلم» را به بازار ارائه كرد كه با استقبال بسیار گستردهای روبهرو شد. این موفقیت راه را برای كنسرتهای مختلف و ادامه این مسیر هموار كرد. دو سال گذشت تا آلبوم دوم او به نام «امت من» به بازار عرضه شود. آلبومی كه با آلبوم قبل زمین تا آسمان متفاوت بود. اگر آلبوم قبلی بیشتر بر روی اناشید و نواهای مذهبی استوار بود و موسیقی چندان در آن پررنگ نبود، اما آلبوم «امت من» بر پایه ملودیهای مشهور ایرانی ساخته و بر روی آن ها كلام مذهبی قرار داده شد. او در لیبل این آلبوم از پدرش و بارون تشكر ویژه كرده است. ترانه «عید» بر روی ملودی «منتظرت بودم» (آهنگی با صدای داریوش رفیعی) ساخته شد. «حسبی ربی» كه با تبلیغات بسیار و كلیپ پرزرق و برق و خوش آب و رنگی ساخته شد، از ملودی «ملاممد جان» كه یك ملودی فولكور خراسان - و نه یك ملودی افغانی- است، نشات گرفت و آهنگ «مناجات» هم كه متعلق به مرحوم علی تجویدی است.
ترانه «غار حرا» هم بر روی ملودی «ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته» ساخته شد كه یك سرود حماسی درباره آزادسازی خرمشهر است. اما نكته جالبی كه میتوان درباره یكی از این آهنگهای انقلابی گفت مربوط به آهنگ «خلبانان» است. همان ترانه معروفی كه مطلعش این بود: «فرشته حق یارت باد/ الله نگهدارت باد»
بابك رادمنش با نام اصلی «فیروز برنجان» ترانه سرای بخش تركی این آهنگ انقلابی و آهنگساز آن است كه با صدای «جمشید نجفی» در خاطره میلیونها ایرانی ماندگار شده.
اما اگر بدانید فیروز برنجان، برای كدام فیلم سینمایی آهنگ ساخته، شاخ در میآورید؛ فیروز برنجان یا همان بابك رادمنش خودمان، آهنگساز فیلم «توبه نصوح» اثر محسن مخملباف است كه در سال 1361 ساخته شد. فیلمی كه خوانندهاش هم «حسام الدین سراج» بود.
سیاست و اسلام
یك جای این نوشته گفتیم كه نام یكی از دو برادر موزیسن رادمنش، بابك است. شاید با خودتان بگویید چگونه میشود هم اسم پسر، بابك باشد و هم اسم پدر. در واقع نام اصلی بابك رادمنش، فیروز برنجام است. مجله «بورهام وود تایمز» در مطلبی درباره یك مساله حقوقی كه آهنگساز معروف ایرانی بابك رادمنش درگیرش بود، نوشته نام اصلی او، فیروز برنجان است؛ یعنی نام رسمی او كه در پاسپورتش قید شده است. اما به هر حال نام هنری شناخته شده برنجان، بابك رادمنش است.
بابك رادمنش از آن دسته آهنگسازان مشهوری است كه هیچ فیلم یا عكسی از او منتشر نشده و با وجود درخواستهای فراوان، تاكنون با انجام مصاحبه و عكاسی به شدت مخالفت كرده است. در سوی دیگر ماجرا، سامی یوسف، از تبلیغات رسانهای به خوبی استفاده كرده و با بزرگترین تلویزیونها و مجلات دنیا مصاحبههای اختصاصی انجام داده است. مصاحبه ویژه او با تلویزیون CNN و مطلبی كه مجله تایم از او و كنسرتش تهیه كرد باعث شهرت افزونتر او در خارج از مرزهای كشورهای مسلمان شد.
حتی عدم صدور ویزا از سوی ایالات متحده، برای ورود به خاك این كشور میرفت كه با یك جنجال رسانهای همراه شود اما بالاخره او مجوز حضور در آمریكا و برگزاری كنسرت برای مسلمانان این كشور را دریافت كرد و موفق شد با مهمترین رسانههای این كشور هم گفتوگو كند.
او در كنسرت لسآنجلس، از پیروزی بزرگ اسلام گفت: «طلوع نزدیك است.» آن روزها حملات اسرائیل به جنوب لبنان آغاز شده بود و سامی یوسف حمایت خود را از كودكان و آوارگان لبنانی، آن هم در خاك آمریكا اعلام كرد.
اما یكی از مهمترین واكنشها به اظهارنظرها و اقدامات سامی یوسف از سوی سفارت بریتانیا در یمن شكل گرفت؛ سامی یوسف در بخش پایانی تور جهانی خود به یمن سفر كرده بود. او با چفیه فلسطینی - كه به نوعی نماد حماس است- در كنفرانس مطبوعاتیاش ظاهر شد كه سفارت انگلیس نسبت به این مساله واكنش شدیدی نشان داد. آن ها از دولت یمن خواستند تا كنسرت سامی را در این كشور لغو كند. اما نهایتا این كنسرت با تاخیر و در تاریخ 4 دسامبر در تالار المدینیه صنعا و در حضور دو هزار نفر از هواداران سامی با شور و حال خاصی برگزار شد. حدود 1200 نفر از حاضران در این كنسرت، زنان و كودكان یمنی بودند كه عشق و علاقهشان به خواننده محبوبشان را با صدا كردن مداوم نام او نشان میدادند. او همانجا به هوادارانش اعلام كرد كه آلبوم جدیدش را یك سال و نیم دیگر به بازار ارائه خواهد كرد. اما او در این مدت بیكار نمینشیند و در ایام فراغت از اجراهای زنده، سینگلهایی را اجرا و عرضه خواهد كرد و البته برای آهنگهایش ویدئوهای عالی دیگری هم خواهد ساخت.
عرب، تركی و ایرانی
قرار بود كه او كلیپ «مادر» به زبان فارسیاش را هم به زودی در وبسایتش قرار دهد و آن را برای پخش به شبكههای مختلف بسپارد. اما این خبر را از روی وبسایتش برداشت و به جای لینك مادر با ورژن فارسی، لینك آهنگ مناجات را قرار داد. یكی از كسانی كه ویدئوی فارسی مادر را شنیده به لحن عالی و موثر سامی در این آهنگ اشاره میكند. او به خوبی فارسی میخواند و نشان میدهد كه یك فارس مادرزاد است. تدوین كلیپ این آهنگ ماههاست كه انجام شده اما مشخص نیست به چه دلیلی سامی یوسف از انتشار آن خودداری كرده است.
ولی اجرای زنده آهنگهای جدید او در وبلاگ هواداران سامی یوسف موجود است. او در آهنگ «فلسطین» میخواند: she's myhappines, my soul, my deathandmylife/ my heart, my love, Palestine
اگر این آهنگ را بشنوید طبق معمول ملودی آن را آشنا مییابید. سامی، این ترانه را بر روی آهنگ معروف تركی ایرانی «آیریلق» خوانده. آیریلق در زبان تركی به معنای «جدایی» است و خوانندگان مختلفی از جمله فرشید امین این ترانه را اجرا كردهاند.
سامی همچنین در كنسرت اسكندریه با حمایت از مقاومت مردم جنوب لبنان ترانه جدیدش به نام we will never submit را اجرا كرد. او عنوان این كنسرتش را «با هم برای شكستن محاصره» گذاشته بود. او در كنسرت یمن، همچنین از دو ترانه جدید گفت كه قصد دارد در اولین فرصت آن ها را منتشر كند. یك ترانه درباره توهین به پیامبر با انتشار كاریكاتورهای موهن در روزنامه دانماركی و دیگری آهنگی درباره تجاوز اسرائیل به فلسطین.
به نظر میرسد كه سامی قصد دارد از نفوذ و تاثیرش در میان مسلمانان و رسانههای دنیا به نفع مسائل دنیای اسلام استفاده كند. جالب این جاست كه او هنرمندی است كه قائل به اینترناسیونالیسم اسلامی است. كسی كه در كنفرانس مطبوعاتیاش در آذربایجان گفته بود: «موسیقی آذری و موسیقی مقامی را خیلی دوست دارم. اغلب آهنگهای من، مذهبیاند و به نظر من موسیقیهای محلی و مقامی خیلی شبیه موسیقیهای مذهبی هستند. به زودی زود آهنگهایی به زبان تركی آذری خواهم خواند. من به غدیر حاجی بایوف و فكرت امیروف موزیسینهای آذری علاقه ویژهای دارم.»
سامی به زبانهای عربی، انگلیسی، تركی و هندی آهنگهایی اجرا كرده و قرار است موزیك آذری هم اجرا كند. گرچه خبرهای مربوط به آهنگهای فارسیاش را از روی وبسایتش برداشته است و مشخص نیست كه بالاخره او كی با سرزمین مادری و هواداران ایرانیاش ارتباط برقرار میكند؟
به نقل از : خبرنگاران صلح
سنگين گذشت لحظه از هم جدا شدن
اين بود انتهاي همان آشنا شدن
ما را به دست باد سپردند مثل ابر
درد آور است در دل طوفان رها شدن
وقتي دلي به خاطرت آيينه مي شود
انصاف نيست دشمن آيينه ها شدن
وقتي سكوت حنجره را فتح مي كند
ديوانگي است فرضيه هم صدا شدن
افسوس مي خورم كه چرا اين دريچه ها
هر روز دلخوشند به روياي وا شدن
ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
ايمان بياوريم به از هم جدا شدن
|
|
POWERED BY BLOGFA.COM |
|